نشست های اصلی : آیة الله ری شهری - کنگره آیت الله مشکینی
صفحه اصلی   ::   جستجو   ::   درباره پایگاه   ::   ارتباط با ما   ::   پیوندها
آیت الله مشکینی   >   نشست های اصلی   >   آیة الله ری شهری
آیة الله ری شهری
نویسنده:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله الاعظم ارواحنا له الفدا، خیر مقدم عرض می‌کنم خدمت سروران عزیز و بزرگوار، اساتید، علما و پژوهشگرانی که در محضرشان هستیم به ویژه از ریاست محترم دفتر مقام معظم رهبری برادر عزیزمان حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای محمدی گلپایگانی. تسلیت عرض می‌کنم وفات جانسوز زینب کبری سلام الله علیها را. من خیلی کوتاه برای تشکر و تقدیر از عزیزان و اشاره‌ای به بعضی از سجایای مرحوم آیة الله مشکینی رضوان الله تعالی علیه خیلی مصدع نمی‌شوم. ان‌شاءالله بیانات مقام معظم رهبری را در دیداری که دست‌اندرکاران این همایش به محضرشان رسیدند را برادر عزیزمان جناب آقای محمدی گلپایگانی قرائت خواهند کرد. من یک جمله‌ای از ایشان، از مقام معظم رهبری که به مناسبت وفات حضرت آیة الله مشکینی قدس سره مطرح کردند را اشاره می‌کنم که نکته بسیار مهمی است. مهم‌ترین نکته در زندگی پربرکت و پرنور این بزرگوار است، ایشان می‌فرمایند: «اسوه اخلاق عملی برای شاگردان و ارادتمندان بود و عمل بیش از زبان شیرین و رسایش، دعوت‌کننده به ایمان و پارسایی و حق‌طلبی و حق‌گویی بود.» این جامع‌ترین سخن در تبیین سجایای اخلاقی حضرت آیة الله مشکینی رضوان الله تعالی علیه است که حالا من به یکی دو از مصادیق آن که در همین پیام هم به آن اشاره شده، اشاره می‌کنم. یکی از سجایای اخلاقی آن بزرگوار، با آن موقعیت علمی و عملی و سیاسی و اجتماعی که داشت، تواضع فوق‌العاده ایشان بود. ایشان فوق‌العاده متواضع بود.

من در سال‌های اولی که با ایشان آشنا شدم، که بنده از سال ۴۱ ـ ۴۲ در مدرسه آیة الله گلپایگانی خدمت برادرمان جناب آقای محمدی گلپایگانی، ایشان تشریف می‌آوردند درس اخلاق می‌گفتند، و سال ۴۵ هم از نزدیک با ایشان آشنا بودم، فوق‌العاده من آن روزهای اول تعجب می‌کردم که چقدر ایشان متواضعند. از شدت تواضع این بزرگوار من شگفت‌زده بودم. یک تعبیری مقام معظم رهبری دارند که در همین پیام می‌فرمایند: «جایگاه رفیع او در نظام جمهوری اسلامی و ریاست مجلس خبرگان رهبری از آغاز تشکیل این مجلس که نشانۀ حرمت و مکانت او در چشم نخبگان و علمای بزرگ و اساتید مبرز روحانی کشور بود هرگز نتوانست در تواضع و فروتنی او یا زندگی زاهدانه و دامن پاک او کمترین خدشه‌ای وارد آورد.»

این فرمایش مقام معظم رهبری را من در طول این مدتی که در محضر این بزرگوار بودم به روشنی ملاحظه می‌کردم. یکی دیگر از مصادیق اسوه اخلاق عملی بودن ایشان، زهد و پارسایی و بی‌علاقگی ایشان به دنیا بود. کسی که از نزدیک با ایشان آشنا بود این معنا را به روشنی احساس می‌کرد که ایشان علاقه‌ای به دنیا نداشت. یادم هست قبل از وفات حضرت آیة الله اراکی و آیة الله گلپایگانی ایشان به من فرمودند شما از مقام معظم رهبری و بعضی از بزرگان دیگر مشورت کن من می‌خواهم رساله منتشر بکنم. رساله دارم می‌خواهم منتشر بکنم. من از مقام معظم رهبری سوال کردند و ایشان فرمودند و تایید کردند که این کار، کار خوبی است. از بعضی دیگر سوال کردم آنها گفتند اگر نظر ما را می‌خواهید ما واجب می‌دانیم که ایشان رساله‌شان را منتشر کنند، بعد به ایشان گفتم، ایشان هم تصمیم گرفت رساله‌اش را منتشر بکند. بعد دادند چاپخانه، بعد نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد، از اینجا به بعدش من اطلاع ندارم، یک روز سر سفره از ایشان سوال کردم، ناهار می‌خوردیم منزل ایشان، گفتم حاج آقا چی شد، شما این رساله را فرستادید چاپخانه و بعد پس گرفتید؟ چی شد؟ ایشان جواب ندادند فقط اجمالا فرمودند مرجعیت یک آدم راکب می‌خواهد من راجل هستم. خیلی هم متوجه نشدم که ایشان مقصودش چیست. به هر حال حاضر نشد تا آخرین روز رساله خودش را منتشر بکند.

حتی یک وقتی به من می‌فرمودند فلانی من حاضرم هر چه دارم، حالا چیزی هم نداشتند البته، با یک قران با تو معامله بکنم، حتی می‌فرمودند که من اگر کسی همین کتاب‌هایی که دارم چیزی هم که دارم کسی بیاید بدزدد من راضی هستم، مشکلی ندارم. فقط چیزی که هست اگر این حرف را بزنم آنها می‌آیند همین چهارتا کتاب مرا بر می‌دارند می‌برند و الا این را هم می‌گفتم که هر کسی از من چیزی بدزدد من راضی هستم.

یکی دیگر از نکاتی که خیلی آموزنده بود در اخلاق عملی ایشان، انضباط و نظم ایشان در کارها بود. این آثاری که امروز ان‌شاءالله رونمایی می‌شود بیش از ۵۰ اثر که به همت برادر عزیزمان جناب آقای مهریزی که حالا خودشان دبیر این همایش هستند این زحمات را ایشان کشیدند و خودشان می‌آیند توضیح می‌دهند و من صمیمانه از ایشان تشکر می‌کنم که اگر همت ایشان نبود این همه آثار خطی و غیرخطی، تحقیق شده که حالا نیاز به کار داشت، در ظرف یک مدت کوتاهی آماده چاپ شد و چاپ شد و آماده انتشار هست و من همچنین از آیة الله استادی هم تشکر می‌کنم که ایشان تفسیرش ناتمام ماند و آخرین کاری که ایشان داشتند راجع به قرآن بعد از ترجمه، تفسیر بود که بیش از ۱۰ جزءش، کمتر از ۲۰ جزءش را ایشان تفسیر را نوشته بودند، تفسیر روان، و بقیه‌اش را ایشان تقبل زحمت کردند تقاضای ما را قبول کردند و این کتاب، این تفسیر امروز ان‌شاءالله رونمایی می‌شود. همه این کارها به همت برادر عزیزمان جناب آقای مهریزی بود که من تشکر می‌کنم از زحمات ایشان.

یک حسابی که کردیم اگر ما تعداد صفحات این آثار را بر ۸۵ سال عمر ایشان تقسیم کنیم، روزی یک صفحه ایشان نوشته. و در تمام دوران زندگی در کنار حالا تدریسی که داشتند، فعالیت‌های سیاسی، فعالیت‌های اجتماعی، فعالیت‌های تبلیغی که تا آنجایی که ایشان حال داشت تبلیغ هم می‌رفت. حتی ایشان نجف هم که در محضر ایشان بودیم، یک ماه رمضان بعد از نماز حضرت امام ایشان منبر می‌رفتند و شرط هم کرده بودند که مزاحم نباشند که امام ننشینند پای منبرشان و آنجا در نجف تعجب می‌کردند که یک شخصیتی از نظر علمی مانند ایشان چرا منبر می‌رود. شخصیت علمی نباید منبر برود. آنجا می‌گفتند منبر برای طلبه‌های بی‌سواد است و به همین جهت تا یک کیلومتر دو کیلومتری نجف آن موقعی که ما بودیم آنجا، حتی حمد و سوره‌شان را بلد نبودند و کسی نمی‌رفت برای تبلیغ. آن موقع اینجوری بود قضیه. ولی ایشان منبر می‌رفتند.

ملاحظه این آثار نشان می‌دهد اولا ایشان آدم پرکاری بوده، ابتکار و خلاقیت داشته، زمان‌شناس بوده، توجه به نیازهای عمومی داشته و مهم‌تر از همه، نظم و انضباط داشته، این همه آثار با نظم امکان تحقق دارد، با انضباط کاری می‌شود، با این همه مشغله‌های مختلفی که ایشان داشتند. ما ندیدیم ایشان وقت‌شان را، یکی از درس‌هایی که من شخصاً از ایشان دارم این است که از آن ابتدایی که من از نزدیک با ایشان آشنا شدم در نجف، سال ۴۵، ندیدم وقت ایشان ذره‌ای بی‌خودی مصرف بشود.

و آخرین نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم، حالا در اینجا خیلی حرف است، آخرین خاطره‌ای که من از ایشان داشتم، این را بگویم و دیگر بیشتر مصدع نباشم، دو هفته قبل از وفات ایشان بود، یعنی درست هفت سال قبل ایشان روز همین نیمۀ رجب وفات کردند که امروز سالگرد ایشان است، دو هفته قبل از وفات‌شان، سی‌ام جمادی الثانی ۱۴۲۸، من در بیمارستان بقیة الله خدمت ایشان رسیدم برای عیادت ایشان رفته بودم، می‌خواستم مشرف بشوم مشهد. خب دیگر معلوم بود که ایشان روزهای آخر زندگی‌شان است که بعد از آن روز هم دیگر ایشان را نتوانستیم ببینیم که بتوانند صحبت بکنند. حال صحبت کردن دیگر نداشتند. بعد هم که این اواخر در کما بودند. آن روز حال صحبت کردن داشتند. خدمت ایشان رسیدم عرض کردم خواستم ببینم ایشان توجه دارند که در چه لحظاتی هستند، عرض کردم حاج آقا دنیا را چگونه می‌بینید؟ ایشان فرمودند دنیا را همان جور می‌بینم که در اوایل طلبگی یکی از اساتیدمان به من نشان داد، حالا یک مقداری بیشتر شناختم. یک مکثی کردند و متوجه شدند من چه می‌خواهم بگویم. فرمودند که می‌بینم که با ارحام، با دوستان، دارم خداحافظی می‌کنم. اما با ارحام و دوستان بهتری همچون مطهری، بهشتی، امام، مانوس خواهم شد. بعد گفتند که فقط این فاصله یک خرده، طی کردن این فاصله قدری مشکل است. بعد اشاره کردند به بعضی از این‌هایی که پرستار بودند و به ایشان رسیدگی می‌کردند فرمودند که اینها می‌خواهند با عزرائیل مبارزه کنند، نمی‌شود. و بعد اشاره کردند به جمع‌بندی چند آیه در مورد قبض روح انسان‌ها، که یک آیه می‌فرماید: «اللَّهُ يَتَوَفَّى‏ الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها»[۱]، یک آیه دیگر می‌فرماید: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ‏ الْمَوْتُ‏ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا»[۲]، یک آیه می‌فرماید: «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ‏ الْمَوْتِ‏ الَّذي وُكِّلَ بِكُم‏»[۳]. فرمودند که بعضی‌ها این آیات را طولی معنا می‌کنند، تفسیر می‌کنند، من این آیات را عرضی معنا می‌کنم. که بعضی از روایات هم اشاره کردند عرضی معنا کردند. بعضی‌ها می‌گویند توفی خدا یعنی توفی ملک الموت، توفی ملک الموت همان، ملک الموت از طریق فرشتگانی که در اختیارش هستند جان‌ها را می‌گیرد، پس آنها طولی است این روند، ولی فرمودند که من این آیات را عرضی معنی می‌کنم. یک عده‌ای هستند که خداوند خودشان قبض روح‌شان می‌کند، یک عده‌ای هستند ملک الموت آنها را قبض روح می‌کند، یک عده‌ای هستند فرشتگان آنها را قبض روح می‌کنند.

بعد اشاره کردند به این حدیث معراج در مورد امیرالمومنین علیه السلام و خود رسول گرامی که می‌فرماید در حدیث معراج دارد ملک الموت می‌گوید: «ما خلق اللّه تعالى خلقا إلّا و أنا أتولّى‏ قبض‏ روحه، ما خلاك و خلا عليّ بن أبي طالب، فإنّ اللّه عزّ و جلّ يتولّى قبض أرواحكما»[۴]، که شما دو تا را خدا خودش قبض روح می‌کند. در روایات دیگری هم دارد که بعضی از مومنین هستند که «لَمْ يَكِلِ اللَّهُ قَبْضَ‏ رُوحِهِ‏ إِلَى‏ مَلَكِ‏ الْمَوْت‏»[۵]، در ثواب بعضی از اعمال داریم یا «لَمْ يَلِ قَبْضَ‏ رُوحِهِ‏ إِلَّا اللَّه‏»[۶] بعد افزودند که من معتقد هستم که روح علمای عدول، و عدول از مومنین را خدا خودش قبض می‌کند با آن تشریفاتی که در حدیث معراج آمده. و من اینجوری استنباط کردم که ایشان اشاره به این معنا دارند که من آماده هستم برای اینکه خدا قبض روحم کند در آینده‌ی نزدیک. رحمت الله علیه و رضوانه علیه. امیدواریم از این جلسه نورانی بهره‌ای به روح مطهرش برسد و ما را مشمول دعاها و عنایات خودش بگرداند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

[۱]. سورۀ زمر، آیۀ ۴۲.

[۲]. سورۀ انعام، آیۀ ۶۱.

[۳]. سورۀ سجده، آیۀ ۱۱.

[۴]. نوادر المعجزات فی مناقب الأئمة الهداة عليهم السلام، ص۱۷۴.

[۵]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۵، ص ۶۸.

[۶]. کامل الزیارات، ص ۲۰۷.




    دبیرخانۀ همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی قدس سرّه
    نشانی: قم/ بلوار15 خرداد/ بعد ازشهرک جهاد
    مؤسسه علمی- فرهنگی دارالحدیث

    تلفن: 37176130 ـ 025
    نمابر: 37176141 ـ 025
    پست الکترونیک: info@meshkiny.com