نشست های اصلی : آیة الله مهدوی کنی - کنگره آیت الله مشکینی
صفحه اصلی   ::   جستجو   ::   درباره پایگاه   ::   ارتباط با ما   ::   پیوندها
آیت الله مشکینی   >   نشست های اصلی   >   آیة الله مهدوی کنی
آیة الله مهدوی کنی
نویسنده:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی الرسول الاعظم سید ولد آدم ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته المعصومین سیما بقیة الله المهدی حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ‏ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا * وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ‏ حَيًّا»[۱]

   خدا را شکرگزارم که این توفیق نصیب حقیر شد در مجلس بزرگداشت استاد بزرگوارم مرحوم آیة الله مشکینی رضوان الله علیه به محضر شما آیات، فضلا و بزرگان حوزه برسم. بنده از سن ۱۷ سالگی مرحوم آیة الله مشکینی را شناختم، سال اولی که به قم برای تحصیل وارد شدم در سال ۱۳۲۷، و در آن وقت ما مشغول خواندن مطول بودیم، شنیدیم که آیة الله مشکینی درس دارند، درس ایشان هم محققانه بود و هم ساده و شاید در حوزۀ ادبیات مثل مطول و امثال این، آن زمان استادی که اینقدر شاگرد داشته باشد در قم وجود نداشت، ایشان آن وقت هم بالای منبر درس می‌دادند، شاگردانشان این قدر زیاد بودند که روی منبر می‌رفتند و مطول را درس می‌گفتند، این اولین دلیل من برای حضور در این جلسه است به عنوان یک شاگرد که عرض ادب کند به ساحت استاد.

   مسئلۀ بعدی این است که ایشان در جامعة الامام الصادق علیه السلام به عنوان هئیت امناء و هئیت مؤسس بودند. ایشان در تأسیس دانشگاه امام صادق علیه السلام بسیار مؤثر بودند و در سال‌های متمادی که درس و بحث و مرجعیت داشتند باز خودشان را موظف می‌دانستند که در این جلسات شرکت کنند و به ما راهنمایی بدهند.

   مسئلۀ سوم، مسئلۀ خبرگان رهبری و خبرگان قانون اساسی است که ایشان حقی به گردن انقلاب، به گردن ملت ما، به گردن علما و بزرگان دارند و داشتند و حقیر هم به عنوان یک شاگرد این حق را می‌پذیرم و بر خود لازم دیدم که برای عرض ادب و عرض احترام به آن استاد در این جلسۀ بزرگ شرکت کنم.

   مسئلۀ بعدی که منشأ حضور بنده است دعوت جناب استاد ری شهری حفظه الله تعالی است که بالاخره ایشان مردی است اهل تحقیق، تربیت، آموزش، تعلیم، تألیف و ایشان هم به عنوان داماد آیة الله مشکینی حقی به گردن همۀ ما دارند و به این جهت عرض ادب کردم و حضور پیدا کردم.

   من زیاد صحبت نمی‌کنم شما همه می‌دانید آیة الله مشکینی را همه می‌شناسند. من به ایشان خیلی ارادت داشتم، یادم هست که در دوسالی که قبل از انقلاب در تبعید به سر می‌بردند اساتید متعددی بودند که من قبل از اینکه خودم به زندان و تبعید گرفتار بشوم، خودم را موظف می‌دیدم که به زیارتشان بروم، آیة الله مشکینی را در هر سه تبعیدگاه‌شان زیارت کردم، هم در گلپایگان که جناب آقای محمدی فرمودند، هم در ماهان و هم در کاشمر.

   مرحوم آیة الله مشکینی مرد موفقی بود، در همان ایامی هم که در تبعید بودند از سوغات و ساعات زندگانی تبعیدی‌شان استفاده می‌کردند، یادم هست که به کاشمر رفتم ایشان مشغول نوشتن بود، چون به من خیلی محبت داشتند، گِله کردند گفتند ما تبعید آمدیم اینجا نمی‌گذارند ما به کارهایمان برسیم، آقایان می‌آیند دیدن برای پذیرایی، من به خدمت ایشان عرض کردم که این دیدارها خودش از خوب است، بالاخره دشمن‌ها بدانند که شما تنها نیستید، شما را تنها بگذارند اینجا، هیچ کس یادی از شما نکنید، طرفداری نداری، موقعیت اجتماعی نداری! علی ای حال به ایشان عرض کردم شما ناراحت نباشید، پذیرایی که ایشان می‌کردند، آن روز که من در کاشمر مشرف شدم، ایشان به آن خادم مدرسه، که آن وقت در مدرسه زندگی می‌کردند، به خادم مدرسه گفتند قدری نان و انگور بخرید بیاورید، پنیر هم نخریدند، همان نان و انگور خوردیم، در ماهان هم رفتم خدمتشان، با خانواده رفتم، گاهی با خانواده می‌رفتیم که راه گم کنیم برای ساواکی‌ها، آنجا هم خدمتشان بودیم، مسجدی بود، نماز بود در تبعید مردم می‌آمدند، در عین حال مشغول نوشتن‌هایشان بودند، کارهایشان بودند، مسجد را ظهر و شب ترک نمی‌کردند، به مسجد می‌رفتند و شب‌ها صحبت می‌کردند و چند دقیقه‌ای برای مردم بحث اخلاق می‌کردند، آن شب را در خدمت ایشان بودیم. گلپایگان هم قبلا رفته بودیم ... احساس می‌کردیم این مزاحمت لازم است.

  شخصیت آیة الله مشکینی از لحاظ مختلف می‌شود مورد بحث قرار بگیرد، چنانچه در خاطراتی که برای ایشان هست و نوشته شده و در این بزرگداشت‌ها تکرار شده از جنبه‌های مختلف، ایشان مرد بابرکتی بود، من این آیۀ شریفه‌ای که خواندم: «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ‏ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا * وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ»، من از کلمۀ برکت، نه به معنای لغوی آن که به معنای خیر کثیر است، بلکه به اعتبار مصادیقی که در قرآن کریم در برکت ذکر شده، برکت که خیرش برای همۀ عالم است، در قرآن شاید ده، دوازده مورد کلمۀ مبارک آمده که همه‌اش همین‌طور است، کلمۀ ماء هم قرآن می‌فرماید: «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً»[۲] باران مبارک است چون برای همه مفید است، چه مومن و چه غیرمومن، دربارۀ قرآن می‌فرماید که کتابی مبارک است: «ذِكْرٌ مُبارَك‏»[۳] که برای همۀ مردم است، برای همۀ مردم «هُدىً‏ لِلنَّاس‏»[۴] است قرآن و هم برای مومنین «هُدىً‏ لِلْمُتَّقين‏»[۵] است. رسول اکرم همین طور، هم برای مؤمنین «رَئُوفٌ رَحيمٌ‏»[۶] و نسبت به همۀ عالم «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ‏»[۷] و این آیات، حضرت عیسی علیه السلام هم همین طور «جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ» که در هر جا که بودند مایۀ برکت بودند. کلمۀ مبارک از نظر مصداقی شاید توسعه نداشته باشد، اما معانی‌اش را از خود آقای مشکینی باید گرفت، گاهی از جنبه‌های مصداقی که قرآن به آن معانی توجه کردند، می‌توان سعۀ معانی را فهمید و این همان تفسیری است که ائمه علیهم السلام داشتند، در تفاسیر اهل بیت خیلی‌هایش توسعه در مصادیق است، آنچه که تناسب دارد با مطلب اصلی، شما اساتید بهتر از من می‌دانید، ما از این اساتید یاد گرفتیم، مرحوم علامه طباطبایی و علامه مشکینی رحمة الله علیهما، علی ای حال خود آقای مشکینی مصداقی از مصادیق مبارک که واقعا مبارک بودند، هر جا بودند، در تبعید، در قم، در نجف، در خبرگان رهبری، خبرگان قانون اساسی و ... آنهایی که من حضور داشتم ایشان واقعا وجودی مبارک بودند، الان که فرمودند ایشان همان وقت مشغول نوشتن ترجمۀ قرآن بودند.

   برای خاطر اینکه وقت گرفته نشود ایشان یک دفعه بی‌خبر می‌آمدند دیدن مثلا بنده به عنوان شاگردشان که خب همکار جامعة الامام الصادق علیه السلام بودیم، می‌گفتم آقا خب چرا، اجازه بدهید ما بیاییم، می‌گفت نه من کار دارم، وقتم، حساب می‌کنم ببینم کی می‌توانم بیایم دیدن شما، هم احترام کنم و هم وقتم، صریحا هم صحبت می‌کردند، وقتشان هدر نرود.

   خب علی ای حال مرحوم آیة الله مشکینی مردی بابرکت بودند چه در زمان حیات و چه در زمان ممات، واقعا علما و فضلا باید تاسی کنند به این وجود بزرگوار. در مورد تاسی این جمله را عرض کنم که در قرآن «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ»[۸] گرچه تاسی را مفسرین به معنای اقتدا و الگوی مطلق ذکر کردند، من از مضامین آن آیاتی که کلمۀ تاسی درش هست و کلمه «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ»[۹] این طور برداشت می‌کنم که تاسی در تحمل مشکلات است نه تاسی در همۀ کارها، تاسی که در این آیۀ «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» آیات قبل و بعدش همه در تحمل سختی‌هاست و برای حضرت ابراهیم هم همین طور است. علی ای حال، نظر و برداشت من این است، حالا علما هر چه می‌گویند ما تبعیت می‌کنیم و در برابر علما و اظهار فضل نمی‌کنم ولی علی ای حال برداشت بنده این است که تاسی در این آیه مربوط به تحمل مشکلات است، یعنی اقتدا و تحمل مشکلات در راه هدف، چه دربارۀ حضرت ابراهیم و چه دربارۀ رسول خدا، حالا ما می‌گوییم تاسی به آقای مشکینی به همین جهت، تاسی به یک انسان باتقوا، انسانی که خودساخته بود، دربارۀ یک چنین انسانی که مشکلات را تحمل می‌کرد در راه هدف، هیچ راهی، راه بزرگی نیست الا اینکه در مسیرش چالش‌ها و مشکلات زیادی است، و آن چیزی که ما را به هدف می‌رساند این است که صبر کنیم، عزم داشته باشیم، پشتکار داشته باشیم، و مرحوم آیة الله مشکینی یکی از مصادیق همین صبر و عزم بودند، می‌گویند پیامبران اولوا العزم پنج تا بیشتر  نبودند، حضرت آدم هم حتی اولوا العزم نبوده، «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً»[۱۰] می‌گویند پیامبران اولوا العزم پنج تا هستند، در قرآن کلمه عزم در چهار مورد آمده، عزم برای رسیدن به هدف. و ملازمات خود عزم چند چیز است: یکی صداقت است، که مرحوم آقای مشکینی داشتند، یکی صبر و تحمل است، یکی گذشت است، توکل بر خداست، «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ‏ الْأُمُورِ»[۱۱] قرآن می‌فرماید اگر کسی صبر کند و مشکلات را تحمل کند و گذشت داشته باشد، این راه را امام رحمة الله علیه داشتند، امام در راه رسیدن به این هدف بزرگ انقلاب می‌فرمودند که این اشکالاتی که بعضی می‌کنند، مخالفت‌هایی که می‌کنند، به اینها خیلی توجه نکنید، اصل مطلب را بگیرید، الان هم مقام معظم رهبری همین روش را دارند، بعضی‌ها خیال می‌کنند که مقام معظم رهبری باید یک گروه خاصی را تایید کنند، و حال آن که رهبری، رهبر همۀ مردم هست، باید یک نظر وسیعی داشته باشد در کارها ولذا «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ» کسی که تحمل کند مشکلات را، بیامرزد ناراحتی‌ها و نق زدن‌ها را و مشکلات را بتواند تحمل کند «إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ‏ الْأُمُورِ»، اگر کسی بخواهد مانند انبیاء اولوا العزم باشد باید تحمل مشکلات کند، من بحثم را همین جا تمام می‌کنم.

   حضور بنده در اینجا فقط برای عرض ادب بود، محضر علما و بزرگان و آن استاد بزرگ که به گردن ما و خیلی از طلاب قم که از آن زمان که سال ۱۳۲۷ بود که من آمدم و از قبل آن هم بودند و تا زمان وفات این بزرگوار، به گردن حوزه و انقلاب حق داشت، یعنی یک فردی نبود که فقط درس بخواند و کتاب بنویسد، هم محقق بود، هم نویسنده بود، هم مدرس بود، هم زاهد بود و هم انقلابی بود. در مراحل مختلف انقلاب حضور داشت، این شخصیتی است که می‌تواند مقتدا باشد در این راه انقلاب برای ما، واقعا تا آخرین روزهایی که می‌توانست بنشیند و فکر کند و بنویسد، ایشان مشغول کار بود، علما و بزرگانی که تشریف دارید واقعا ایشان یک مقتدایی برای شما و برای ماست. ان شا الله همۀ شما وجودتان منشأ خیر و برکت هست و باشد در راه حفظ انقلاب، در راه مقام رهبری، برای حفظ آثار گذشتگان، بزرگان و علما و محدثان و نویسندگان و فقهای ما، به طوری که وقتی از دنیا رفتیم این حدیث شامل حال‌مان بشود که «اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء» هر کدام از شما از دنیا رفتید بعد از صد و بیست سال ان شا الله، ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء، در این جمله هم دقت بفرمایید که حالا اگر یک مومن فقیهی از دنیا رفت چرا لا یسدها شیء، یک آقای دیگری می‌آید جایش، این حدیث می‌گوید لا یسدها، من این طور فکر می‌کنم که یک مومن فقیه در آن مقطعی که حضور دارد هیچ کسی جای او را نمی‌گیرد، آن فقیه در آن مقطع اگر رفت جایش کسی نیست و به قول عرفا «لاتکرار فی التجلی» در تجلیات معنوی و عرفانی یک تجلی بیشتر نیست و آن تجلی است که هر فقیه و عارفی در زمان خودش دارد. من معذرت می‌خواهم که بیان بنده الکن است فقط برای این شرفیاب شدم که عرض ادب کرده باشم و دعوت آقای ری شهری را پاسخ گفته باشم و یک روزی هم ما طلبه بودیم و البته حالا هم طلبه هستیم ولی خب محروم شدیم از قم، آمدیم عرض ادب خدمت طلاب و فضلای قم بکنیم، ان شا الله وجود شما همه منشاء برکت باشد برای همۀ مردم، برای مومنین و کفار و آسمانی‌ها و زمینی‌ها، همین طوری که آیة الله مشکینی بودند. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱] . سورۀ مریم، آیات ۳۰ و ۳۱.

[۲] . سورۀ ق، آیۀ ۹.

[۳] . سورۀ انبیاء، آیۀ ۵۰.

[۴] . سورۀ بقره، آیۀ ۱۸۵.

[۵] . سورۀ بقره، آیۀ ۲.

[۶] . سورۀ توبه، آیۀ ۱۲۸.

[۷] . سورۀ انبیاء، آیۀ ۱۰۷.

[۸] . سورۀ احزاب، آیۀ ۲۱.

[۹] . سورۀ حدید، آیۀ ۲۷.

[۱۰] . سورۀ طه، آیۀ ۱۱۵.

[۱۱] . سورۀ شوری، آیۀ ۴۳.




    دبیرخانۀ همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی قدس سرّه
    نشانی: قم/ بلوار15 خرداد/ بعد ازشهرک جهاد
    مؤسسه علمی- فرهنگی دارالحدیث

    تلفن: 37176130 ـ 025
    نمابر: 37176141 ـ 025
    پست الکترونیک: info@meshkiny.com