نشست های اصلی : حجة الاسلام و المسلمین مهدوی راد - کنگره آیت الله مشکینی
صفحه اصلی   ::   جستجو   ::   درباره پایگاه   ::   ارتباط با ما   ::   پیوندها
آیت الله مشکینی   >   نشست های اصلی   >   حجة الاسلام و المسلمین مهدوی راد
حجة الاسلام و المسلمین مهدوی راد
نویسنده:

بسم‌الله الرحمن الرحیم. در فرصت کوتاهی که من در اختیار دارم می‌کوشم تا اندکی که از آنچه درباره تفسیر حضرت آیت‌الله مشکینی با عنوان «تفسیر روان» انشاءالله دست خواهد یافت عرض کنم. البته آیت‌الله مشکینی را قاعدتا نسل ما کمتر می‌شناسند و بزرگورانی که از ایشان سخن گفتند و روشن بود که در آن جملات و کلماتی که فرمودند آن بزرگوار چه جایگاه بلند و متانت عظیمی داشته است، من البته وقتی که مشهد بودم و طلبه بودم در مشهد و ایشان در کاشمر تبعید بودند، مقام معظم رهبری که آن زمان میدان‌دار تفکر روشن و روشنگری و بیدارگری در مشهد بودند به طلبه‌ها توصیه می‌فرمودند که حتما به دیدن ایشان بروید، چه آن مسیر کاشمر و رفت و آمد شلوغ باشد و طلبه‌ها نوعا می‌رفتند، من هم خدمت ایشان رسیدم در کاشمر و اتفاقا از بخت‌یاری من یکی از ناهارهایی که به ما دادند آبگوشت بود و اتفاقا سبزی هم در کنارش بود و خیلی آبگوشت خوبی هم بود، من در مقدمه مقاله‌ام این خاطره را نوشتم و یاد کردم که در کاشمر چه گذشت وقتی که در خدمت ایشان بودم، بعد هم که در قم بودند از تفسیر ایشان در مسجد امام و مخصوصا همین بحث تکامل که حالا بصورت خلاصه‌اش عربی منتشر شده است استفاده کردم و هم در درس اخلاق.

به لطف و بزرگواری برادر عزیز و دوست فرزانه‌ام حضرت حجة‌الاسلام و المسلمین مهریزی بخت یارم شد که یک دوره تفسیر پنج جلدی را یعنی ۱۸ جزء اول قرآن را از اول تا آخر، اول یک تورق بکنم و بعد به دقت بخوانم و خلاصه‌ای از آنچه را که به ذهنم آمده در این مقاله نوشتم و خدا را شاکرم بر این نعمتی که باعث شد این ۱۸ جزء را مطالعه کنم و در ادامه‌اش به تفسیر حضرت آیت‌الله استادی هم که تکمله‌ی آن هست نظری کردم که آن هم در آخر یک اشاره‌ای خواهم کرد. من با توجه و عنایت اسم مقاله را «تفسیر هدایت» گذاشتم، «تفسیر روان، تفسیر هدایت». قرآن کریم کتاب هدایت است و در آیات متعددی این وصف در قرآن کریم آمده است که «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ‏ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ»[۱] «هذا بَيانٌ‏ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ»[۲]، آیات متعددی، اگر این تفسیر به دقت بررسی شود دانسته خواهد شد که آن بزرگوار قاعدتا بعد از ترجمه در این اندیشه بودند که تفسیری را سامان دهند و رقم بزنند که کسی که می‌خواهد با فضای آیه و سوره و هدایت‌های قرآن آشنا بشود و از او بهره بگیرد بدون اینکه در پیچ و خم‌ بحث‌های گوناگون کلامی و یا اعتقادی یا فلسفی و یا بحث‌های گوناگون گرفتار آید، به آن مقصود برسد. این آهنگ آن بزرگوار از این تفسیر است و حقا و انصافا در این هدف و در این آهنگ موفق بودند.

به نظر من در این تفسیر بیشتر از هر چیزی از خود قرآن استفاده کرده است، خب حتما شما بزرگواران و عزیزان می‌دانید که تفسیر قرآن به قرآن، هم در میراث ائمه علیهم‌السلام وجود دارد و هم از کهن‌ترین روزگاران مورد توجه مفسران بوده است، البته فراز و فرود داشته و ابعادش گوناگون است، من در همین جا یاد کردم اخیرا از واحده نیشابوری، تفسیر مفصلش با عنوان «البسیط» چاپ شده، اگر کسی به آن مراجعه کند، آن قرن ۵ است، اواخر ۴، اوائل ۵، بسیار گسترده از آیه برای تفسیر آیه استفاده کرده است، حتی برای ترکیبات آیه هر وقتی می خواهد سخنی بگوید، از آیات دیگر استفاده می‌کند، این طبیعی است. لذا در این نکته‌ای که عرض کردم، تفسیر قرآن به قرآن در فضای این تفسیر است، ولی مرحوم آقای مشکینی خیلی فراتر از این پیش می‌روند و حتی فراتر از آن چیزی را که اسمش را سیاق می‌گذارم، این را هم در این مقاله عرض کردم، یعنی یک نوع الهام از فضای کلی آیه است و مرحوم آقای مشیکنی تقریبا یا تحقیقا در تمام این ۱۸ جزء، از فضای کلی قرآن بیرون نمی‌روند با توجه به آهنگ کلی سوره، با توجه به روند آیه، با توجه به مجموعه‌ای از آیات که انتخاب می‌کنند آیه را تفسیر می‌کنند و نکته‌های بسیار مهم و قابل توجهی را عرضه می‌کنند.

همین جا قبل از آنی که نکته‌های بعدی را عرض بکنم، این هرگز به آن معنا نیست که ایشان به روایات توجه ندارند. نه. اینطوری نیست. به روایات هم مراجعه می‌کنند ولی غالبا متن روایات را نمی‌آورند الا خیلی کم. عملا در آن جایی که مثلا فرض کنید آیه مربوط به علی (ع) «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ‏ الْكِتابِ‏»[۳]، یا آیه شجره ملعونه در سوره اسراء و آیات دیگر، آیه ولایت، آیه اکمال، اینجاها چون مصداق عملا در محدوده روایت است، روشنگری‌اش، به روایات مراجعه می‌کنند، غالبا متن روایت را نمی‌آورند اشاره می‌کنند استفاده‌ای که از روایت کردند به استخدام آیه می‌آورند و آیه را تفسیر می‌کنند و می‌روند.

اما تعقل‌های خیلی قابل توجهی دارد، من متاسفانه فرصت ندارم نمونه‌هایی را هم که آوردم اینجا عرض کنم خدمت شما. نمونه‌ها را خیلی کم آوردم یعنی در هر عنوانی که ادعا کردم برایش سه چهار تا نمونه آوردم، دو سه تا آدرس دادم، دیگر بقیه را گذاشتم. تقریبا از میانۀ قرن هفتم به این طرف، بعضی از مفسران یک موضوع مهمی را مطرح می‌کنند که فخر رازی هم ادعا می‌کند که من اولین کس هستم بعد بلافاصله استدراک می‌کند که نه، شاید آنهای دیگر هم این حرف‌ها را زدند و آن بحث تناسب در آیات است. فخر رازی می‌گوید مهم‌ترین و زیباترین و ژرف‌ترین حقایق قرآنی را با توجه به آغاز و فرجام آیه و فرایند آیه از آغاز به انجام، از آغاز سوره با پایان سوره، و مسائلی که تبیین می‌کنند می‌شود دریافت، و بعد می‌گوید من اولین کسی است که این مطلب را می‌گویم. بلافاصله استدراک می‌کند و می‌گوید شاید آنهایی هم که در قرون قبل از من از نظم سخن گفتند مرادشان همین بوده، که قاعدتا هم همین است، مرادشان همین بوده. این نکته بسیار بسیار قابل تاملی است در میان مفسران معاصر گمان می‌کنم بیشتر از هر کسی علامه طباطبایی از این نکته استفاده کرده است و به صورت حیرت‌آوری هم استفاده کردند. علامه هم آغاز سوره را با پایان سوره و روند سوره از آغاز به فرجام را به هم می‌تند و آیات را نگاه می‌کند و حقایق را از آن استخراج می‌کند و هم آیه را. علامه تصریح فرمودند غالبا یا بدنه آیه حالت بستر، زمینه، علیت برای فرجام آیه دارد یا فرجام این حالت را دارد. مثلا آیه خیلی معروفی که شما غالبا بارهای بار هم بالای منبر خواندید «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ‏ عَلَيْكُمُ‏ الصِّيامُ‏ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[۴] نشان می‌دهد که روزه حالت علیت دارد برای تقوا و روزه اگر آن چنان که باید رقم بخورد، رقم بخورد، تقوا را برخواهد آورد. تقریرش هم الان فرصت نیست، روشن است. یا علامه طباطبایی از این آیه استفاده می‌کنند که «لایاتیهم فاطر بین یدیه و ما من خلفه تنزیل من حکیم حنیف»، قرآن عدم تحریفش را به این استدلال می‌کنند و می‌فرمایند حکیم حنیف استدلال است، علت است برای عدم بطلان. بطلان هم حالت هرزی و وارفتنی و کاستی است، اگر چیزی اتقان داشته باشد نباید هرز برود و باطل بشود. علامه طباطبایی عرض کردم خیلی استفاده می‌کند. مرحوم آقای مشکینی به وفور از این استفاده کرده. یعنی یک عنوان گذاشتند چه پیوند آغاز آیه با فرجام آیه، مکرر آقای مشکینی از این حالت و از این استفاده کرده و حقایق بسیار بلندی را عرضه کرده است.

یک نکته مهمی که اینها را گمان می‌کنم چون کم توجه شده، من عرض می‌کنم، مساله توسعه معنایی است، حضرت آیت الله مهدوی کنی هم به آن اشاره کردند، این نکته بسیار مهم و قابل توجهی است، البته در خود ادب عربی هم وجود دارد، حالا گاهی در قالب مجاز و کنایه، من آنها را اصلا نمی‌خواهم عرض بکنم. ببینید اولا قرآن کریم به صراحت فرمودند «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا»[۵]، پس عربی است، بحث بسیار مهمی که قرآن‌پژوهان بعد از آنی که به صراحت فرمودند عربی است، مطرح کردند کدام لهجه، بالاخره آن روزی که قرآن نازل شد، لهجه‌های متعددی بود، این هم بحثی طولانی است بعضا گفتند لهجه قریش که شاید مشکل داشته باشد یا پشتوانه سیاسی داشته باشد این نظریه، با اینکه قائلان بسیاری دارد. ما به نظرمان می رسد که لهجه معیار، آن چیزی که امروز عرب‌ها هم به آن می گویند «اللهجه النموذجیه»، این لهجه معیار هم باز برای خودش خصوصیاتی دارد و دارای بحث‌های مفصلی است، اگر ما معتقد شدیم که قرآن به زبان عربی است که هست، و بعد هم لهجه معیار، قاعدتا هر چه که در آنجا هست، در اینجا هم هست، در مرحله‌ای که تا برسد به مرحله مانندناپذیری و اعجاز. والا همه آن گونه‌های بیانی که آن روز بود، اینجا هم بود. آنچه که در قرآن اتفاق افتاده هم به لحاظ ساختار، هم به لحاظ هدف، هم به لحاظ گونه بیان، به گونه‌ای است که به مرحله مانند‌ناپذیری می‌رسد. این توسعه معنایی در روایات هم مورد توجه قرار گرفته است. «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ‏»[۶]، درست است که مفسران اندکی فراتر رفتند و گفتند که «فلینظر الانسان» که همین طعام فراتر از اینکه چگونگی‌اش را نگاه بکند، حلال بودنش، حرام بودنش را، غصبی بودنش را و غیر آن را، ولی ائمه (ع) فرمودند که «فلینظر الانسان الی فعله و دینه و من ان یحفظ». این یک توسعه معنایی است. مرحوم آقای مشکینی عرض کردم به آیات و روایات کم مراجعه می‌کند، مکرر از توسعه معنایی استفاده کرده با تامل‌های خیلی دقیق. ذیل آیات انفاق، ذیل آیات رزق، ذیل آیات توصیه به ارحام و خویشان، در جاهای متعددی مرحوم آقای مشکینی از توسعه معنایی استفاده می‌کنند و نکته‌های قابل توجهی را عرضه می‌کنند.

من آخرین نکته‌ای را که می‌خواهم عرض بکنم یک عنوانی گذاشتم هزل‌اندیشی. بالاخره قرآن است. ما در طول تاریخ کسانی را داشتیم که قرآن را تفسیر نمی‌کردند به این بهانه یا به این علت یا به این دلیل که می‌گفتند ساحت قرآن فراتر از آن است که ما در محضر قرآن بنشینیم و ساحت قرآن فراتر از آن است که از قرآن ما سخن بگوییم یا قرآن را ما تفسیر بکنیم، ما کوچکتر از آنیم که به ساحت قرآن نزدیک بشویم. قاعدتا این نزدیک نیست، هم قرآن این را نمی‌خواهد و هم آل الله مکرر به انسان توصیه و تاکید کردند که تدبر و تفکر کنید و بهره بگیرند. جالب این است که همینجا که قرآن می فرماید «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا» فرمودند «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»، برای اینکه شما خردورزی بکنید، این قالب را دادیم برای اینکه در آن بیندیشید فکر کنید از آن بهره بگیرید و آیین‌نامه سلوک فردی و اجتماعی در قرآن کریم است آن را رقم بزنید. مرحوم آقای مشیکنی در همین توسعه‌های معنایی در همین استفاده از آغاز به فرجام، در استفاده از روایات یا فضایی که می‌سازد برای آیه و بهره می‌گیرد، بسیار بسیار محتاط است و بسیار بسیار با تامل است. قلم را رها نکرده که هر چه به قلمش بیاید هر چه به ذهنش بیاید، هر گاه که اندکی بحث پیچ پیدا می‌کند سریعا و صریحا می فرماید احتمال دارد، ممکن است، شاید بشود این را گفت و الی آخر.

بنده عرض می‌کنم یک عنوانی هم گذاشتم تامل‌ها و هدایت‌ها که با مجموعه آن چه که عرض کردم مرحوم آقای مشکینی تامل‌های فراوانی دارند و آموزه‌های فراوانی و هدایت‌های فراوانی که از دل این تفسیر می‌آید بیرون. من به بعضی از دوستان عرض کردم از جمله خدمت حضرت آیت الله ری شهری یک روز عرض کردم که اگر بعد از خواندن این تفسیر هر جوانی که مثلا در محدوده دانشگاه در حد تحصیلات تکمیلی باشد و از من سوال کند تفسیری را می‌خواهم که فقط به من بگوید این آیه چه می‌گوید، مراد خدا از این آیه چیست و من چه بهره‌ای از این آیه باید ببرم خواهم گفت بروید به این «تفسیر روان» مراجعه بکنید. حقیقتا از این جهت تفسیر بسیار قابل توجهی است و مطمئنم هر جوانی به آن مراجعه بکند بهره‌های بسیار فراوانی خواهد برد.

حضرت آیت الله استادی ادامه تفسیر را قلم زدند از جزء ۱۸ به بعد، آن زمینه یک بحث و گفتگوی دیگری دارد ای کاش خدا به من توفیق عنایت کند که آن را هم من در قالب یک مقاله‌ای بنویسم، یک تفاوت‌های اندکی دارد مثلا حضرت آیت الله از روایات بیشتر استفاده کردند نسبت به آقای مشکینی ولی من همینجا با اینکه در محضر خود ایشان هستم این را عرض می‌کنم، ما هم داریم پیر می‌شویم و طلبه‌های جوان یاد بگیرند، اوج فروتنی، خاکساری و تواضع را حضرت آیت الله استادی دارند. حضرت آیت الله ری شهری این را نسبت به آیت الله مشکینی فرمودند ایشان در این مقدمه به صراحت می‌فرمایند اگر خود آقای مشکینی بقیه را می‌نوشتند چیز دیگری می‌شد، خب من کجا و ایشان کجا. ولی من خواستم این تفسیر کامل بشود و ناقص نماند و تامل‌ها و دقت‌های آقای استادی هم بسیار بسیار دقیق است، آن بخش بقیه هم قابل توجه است که باید به آن پرداخته بشود من از اینکه در محضر شما بودم خوشحالم، از اینکه تصدیع ایجاد کردم عذرخواهی می‌کنم، از اینکه لطف فرمودید و گوش دادید سپاسگزارم. والسلام علیکم


[۱]. سورۀ اسرا، آیۀ ۹.

[۲]. سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۸.

[۳]. سورۀ رعد، آیۀ ۴۳.

[۴]. سورۀ بقره، آیۀ ۱۸۳.

[۵]. سورۀ یوسف، آیۀ ۲.

[۶]. سورۀ عبس، آیۀ ۲۴.




    دبیرخانۀ همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی قدس سرّه
    نشانی: قم/ بلوار15 خرداد/ بعد ازشهرک جهاد
    مؤسسه علمی- فرهنگی دارالحدیث

    تلفن: 37176130 ـ 025
    نمابر: 37176141 ـ 025
    پست الکترونیک: info@meshkiny.com