تاريخ : 5/22/2014 12:00:00 AM
کد مطلب: 246
معرفی های اجمالی

معرفی های اجمالی

آثار منتشر شده از سوی دبیرخانه همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی، ۳۱ عنوان در ۵۹ جلد است که شامل سه گروه «مجموعه آثار، گفتارها و یادنامۀ آیة الله مشکینی» است. در دو شمارۀ پیشین، ۲۰ عنوان از این آثار معرفی اجمالی شده است. در این شماره نیز برخی از این آثار، معرفی می‌شود.

گفتنی است در آغاز کتاب های منتشر شده از سوی همایش، «پیش‌گفتار» به قلم محمّد محمّدی ری‌شهری، رئیس مؤسسه حکمت اهل بیت(ع) آمده است و سپس «یادداشت دبیر علمی همایش» آغاز می‌شود با این عناوین:

يكم. نگاهی اجمالی به زندگانی آية الله مشكينی (الف. آثار مكتوب؛ ب. تدريس؛ ج. فعاليت‏های اجتماعی ـ سياسی؛ د. فعاليت‏های فرهنگی؛ ﻫ‌‌ . منصب‏ها و مسئوليت‏ها در جمهوری اسلامی ايران)؛ دوم. فعاليت‏های علمی همايش: الف. مجموعه آثار آية الله مشكينی؛ ب. گفتارها؛ ج. يادنامه آية الله مشكينی؛ د. برنامه‏های ديگر؛ سوم. دربارۀ مجموعه آثار؛ چهارم. تقدير و سپاس.

رسائل قرآنی

آیة الله مشکینی از معدود شخصیت‌های علمی و حوزوری است که چند دهه از عمر مبارکش را در تدریس تفسیر قرآن صرف کرده است و در واقع یکی از پایه‌گذاران تدریس تفسیر قرآن کریم در روزگار ماست. وی شاگردان بسیاری را در این حوزه تربیت و نیز آثار قرآنی مختلفی را تألیف‌ کرده است. یکی از امتیازات این آثار این است که برای مخاطبان گوناگون نگارش شده است. برخی مانند «تفسیر المبسوط» و «دائرة المعارف القرآنیة» برای علما و محققان تألیف شده است و بعضی مانند «تفسیر روان» برای عموم مردم. ویژگی دیگر این که در این آثار، به موضوعات مختلف و متنوع قرآنی توجه شده است تا بهترین استفاده از دریای بی انتهای قرآن صورت بگیرد.

آیة الله مشکینی طرح «تفسیر ترتیبی قرآن» را در نظر داشت و از این رو، موضوعات قرآنی و تفسیری مختلفی را جداگانه و به صورت نگارش اولیه آماده نموده بود ولی مجال تکمیل آنها و نیز تدوین کتاب اصلی دست نداد. به همّت دبیرخانه همایش، مجموعه این نگارش‌های قرآنی، پس از تصحیح، تحقیق، و تکمیل برخی مطالب ناتمام، با عنوان «رسائل قرآنی» در دو جلد منتشر شده است.

نگارش‌های کوتاه قرآنی آیة الله مشکینی در این کتاب، در پنج بخش سامان یافته است:

یک. دائرة المعارف قرآنی.

در این بخش، هفده مدخل، کاویده و نگارش شده است: آیه؛ اذن؛ ارض (۵۰ موضوع)؛ انسان (چگونگی خلقت؛ برخی از ویژگی‌ها)؛ ایمان (معنای اصطلاحی؛ کاربردشناسی در احادیث؛ متعلق ایمان)؛ تأویل؛ تحریف (بررسی دلایل موافقان و مخالفان)؛ جهاد (تشریح انواع جهاد: ابتدایی؛ دفاعی)؛ ربا (آیات؛ روایات؛ مباحث وابسته)؛ سِحر (معنای لغوی؛ تفسیر آیه سحر؛ حکم شرعی سحر)؛ شفاعت (۵ موضوع)؛ شهادت (چهار مبحث)؛ قرآن (۲۸ موضوع)؛ قصاص؛ کتاب (انواع اطلاق کتاب در قرآن)؛ محکم و متشابه؛ نسخ (۵ موضوع).

دو. تفسیر برخی آیات مشکل.

در این عنوان، در ده مبحث، تفسیر شانزده آیه آمده است: سورۀ بقره، آیات ۲۲۹، ۲۸۲ و ۲۸۳، ۲۸۴؛ سورۀ آل عمران، آیات ۷۲ و ۷۳، ۸۱، ۹۳ ـ ۹۵؛ سورۀ نساء، آیات ۲۸، ۲۹، ۴۰؛ سورۀ اعراف، آیات ۸ و ۹، ۱۵۷.

سه. آیات احکام.

در بخش سوم، آیات احکام در ۳۱ عنوان، به صورت مختصر شرح و تفصیل آن به کتاب دیگری ارجاع شده است؛ آیات: طهارت؛ صلات؛ زکات؛ خمس؛ روزه؛ اعتکاف؛ حج؛ امر به معروف و نهی از منکر؛ جهاد؛ مکاسب؛ دین؛ قرض؛ رهن؛ ضمان؛ صلح؛ شراکت؛ مضاربه و مزارعه و مساقات؛ ودیعه؛ عاریه؛ اجاره؛ وکالت؛ سبق و رمایه؛ وصیت؛ نکاح؛ نفقه؛ طلاق، کفّارات؛ صید؛ حلیّت ذبیحه؛ خوردنی‌های حرام؛ غصب؛ ارث؛ قضاوت؛ شهادت (گواهی).

چهار. تفسیر آیات طهارت و صلات.

بخش چهارم، حاوی تفسیر تفصیلی برخی آیات احکام است که در بخش سوم اشاره شده است. این بخش، دو فصل دارد. در فصل اول، ده آیه از آیات طهارت، بحث و بررسی شده است. در فصل دوم، تفسیر آیات صلات، در پنج قسمت نگارش شده است: اصل وجوب نماز (۴ آیه)؛ دلایل نمازهای پنج‌گانه و اوقات آنها (۶ آیه)؛ قبله (۳ آیه)؛ مقدمات دیگر نماز (۳ آیه)؛ مقارنات نماز (۱۲ آیه)

پنج. لغات قرآنی.

بخش پایانی کتاب، در دو دفتر، شامل شرح و ترجمه برخی از لغات قرآنی به ترتیب الفبایی است: دفتر اول: الف ـ ر (رقم)؛ دفتر دوم: ر (رقی) ـ ع (عقد).

الاُصول

کتاب «الاُصول» شامل دو بخش است: تحریر المعالم الدین فی اصول الفقه؛ اصطلاحات الاُصول.

کتاب «المعالم الدین و ملاذ المجتهدین» اثر اصولی و فقهی آیة الله جمال الدین بن حسن بن زین الدین (شهید ثانی) است که مقدمه آن در علم اصول فقه نگارش شده است. در دو دهه پیش، طلاب حوزه علمیه در سطح یک آموزش، اولین کتابی را که در باره علم اصول فقه می‌خواندند، کتاب «المعالم» بود. آیة الله مشکینی، در «تحریر المعالم الدین» همان طور که در آغاز کتاب اشاره کرده است، با تحریری نو از بخش اصولی «المعالم الدین»، با تلخیص و حذف مباحث قدیم و غیر لازم و اضافه نمودن مباحث و آرای جدید و افزودن تمارین، این کتاب را برای طلاب و اساتید مناسب تدریس و مطالعه نمود.

این کتاب شامل دو مقدمه و پنج بخش (مقامات) است.

در مقدّمه اوّل در باره فضل علم و عالم، وظيفه علما، فضيلت تحصيل علم فقه می‌خوانیم و در مقدّمه دوّم از تعريف علم اصول و بيان موضوع و غرض آن و همچنين حكم و انقسامات آن سخن به ميان آمده است.

بخش اوّل كتاب، هفت فصل اصلی دارد: مباحث الألفاظ؛ فی الأوامر؛ فی النواهی؛ فی المنطوق و المفهوم؛ فی العموم و الخصوص؛ فی المطلق و المقیّد.

بخش دوم کتاب، با عنوان «فی الأدلة العقلیه» حاوی مباحثی مانند حجیّت عقل، تجرّی، علم اجمالی، اماره، ظنّ و حجیت ان، اجماع، سنّت، خبر واحد و حجیّت آن است.

در بخش سوم با عنوان «فی اُصول العملیة»، چهار اصل عملی استصحاب، برائت، احتیاط و تخییر گنجانده شده است.

«فی الاِجتهاد و التقلید» بخش چهارم و «فی التعارض و التعادل و الترجیح» آخرین بخش کتاب «تحریر المعالم» است.

نیمه دوم کتاب «الاُصول» آیة الله مشکینی، «اصطلاحات الاُصول» است. در مقدمه محقّق، اهمیت علم اصول، تدوین مصطلحات الاُصول، روش‌شناسی مؤلف کتاب، شیوه و مراحل تحقیق بیان شده است.

مؤلف پس از مقدمه و آوردن روایاتی در فضیلت علم، ۱۰۲ اصطلاح اصولی را به ترتیب الفبایی و با قلم روان و با ذکر مثال شرح می‌دهد و به آرای اصولیان به نام چون شیخ انصاری و آخوند نیز اشاره می‌کند:

الإبتلاء و عدم الإبتلاء؛ الاجتماع و الامتناع؛ الاجتهاد و التقليد؛ الإجزا؛ الإجماع؛ أحوال اللفظ و تعارضها؛ الإرادة؛ الإستحسان؛ الإستصحاب؛ الإستقرا؛ الإستقلالىّ و الآلىّ؛ أصالة الإحتياط؛ أصالة البرائة؛ أصالة التخيير؛ أصالة الصحّة فی العمل الغير؛ الأصل؛ الاُصول؛ الإطّراد و عدم الإطّراد؛ الأقلّ و الأكثر؛ الأماره؛ الإمتثال؛ الأمر؛ الأمر بالشى‏ء یقتضی النهی عن ضدّه أم لا؟؛ الإمكان و الوجوب و الإمتناع؛ الإنحلال؛ الإنشايى و الإعتبارى و الإنتزاعى؛ الإنفتاح و الإنسداد؛ انقلاب النسبة و دوامها؛ التبادر؛ التجرّى؛ التخصّص؛ التخطئة و التصويب؛ التخيير و اقسامه؛ الترتّب؛ التزاحم و مرجّحاته؛ التعادل و الترجيح؛ التعارض؛ الحجّة؛ الحقيقة و المجاز؛ الحُكم؛ الحُكومت؛ الحمل الاوّلى الذاتىّ و الحمل الشائع الصناعىّ؛ الدلالة؛ الدليل العقلى و النقلى؛ الدور؛ السببية و الطريقية؛ السنّة و الحديث و الحديث القدسىّ؛ الشبهة البدویة و الشبهة المقرونة بالعلم الإجمالى؛ الشبهة الحُكمية و الموضوعية؛ الشبهة المحصورة و غير المحصورة؛ الشکّ؛ الشهرة؛ الصحيح و الأعمّ؛ الضدّ و النقيض؛ الظنّ؛ عدم الخلوّ الواقعة عن الحکم؛ عدم صحّة السلب و صحّته و صحّة الحمل و عدمه؛ العرَض الذاتى و العرض الغريب؛ العقل؛ العموم و العامّ؛ الغلبه؛ الفقه؛ قاعدة التجاوز؛ قاعدة التحسين و التقبيح العقلى؛ قاعدة تداخل الأسباب و المسبّبات؛ قاعدة التسامح؛ قاعدة التعيين العقلى أو أصالة التعيين؛ قاعدة الجمع مهما أمكن أولى من الطرح؛ قاعدة الطّهارة؛ قاعدة الفراغ؛ قاعدة القرعة؛ قاعدة لا ضرر؛ قاعدة المقتضى و المانع؛ قاعدة المُلازمه بين حُكم العقل و الشرع؛ قاعدة الميسور؛ قاعدة نفى الحرج أو نفى العسر؛ قاعدة اليد؛ قاعدة اليقين؛ القطع؛ القياس؛ الكتاب و القرآن و المصحف و الفرقان؛ مَجارى الاُصول؛ المجمل و المبيّن و الظاهر و المؤوّل و المحكم و المتشابه و النصّ و الصريح؛ المخصّص؛ المرجّح؛ المشتق؛ المطلق و المقيّد؛ المفهوم و المنطوق؛ المفهوم المردّد و الفرد المردّد؛ المقدمه؛ الموافقة و المخالفة؛ الموضوع و قد یقابله المتعلّق؛ الناقل و المقرّر و الحاظر و المبيح؛ النسخ؛ النهى؛ النهى عن الشى‏ء یقتضى الفساد أم لا؟؛ الواجب؛ الواسطة فی العروض و الثبوت و الإثبات؛ الوجوب؛ وحدة المطلوب و تعدّده؛ الورود؛ الوضع‏.

در پایان کتاب، هفت فهرس فنّی آمده است: آیات؛ احادیث؛ اعلام (پیامبر و اهل بیت؛ پیامبران و فرشتگان؛ اشخاص)؛ ادیان، مذاهب، فرق و گروه‌ها؛ مکان‌ها؛ کتاب‌ها؛ منابع و مآخذ.

آیة الله مشکینی از نگاه دیگران

برای شناخت و بررسی ابعاد شخصیت آیة الله مشکینی، در سال ۱۳۸۶ کتابی حاوی گفتاری از مقام معظّم رهبری، و ۳۳ گفتگو با با برخی مراجع عظام، علما و فضلا، و تیم پزشکی آن مرحوم منتشر شد. مصاحبه‌شوندگان، از یاران، دوستان و شاگردان ایشان بودند که هر یک از منظر خویش مطالب و خاطرات را بازگو کردند.

به مناسبت برگزاری همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی، به کوشش محمّد مهدی خوش‌قلب، چند گفتگو دیگر به این مجموعه افزوده شد و با ویرایش جدید و به عنوان پنجمین جلد از یادنامۀ آیة الله مشکینی عرضه شده است.

مجموعه گفتگوها (۴۸ نفر) در سه بخش آیات (۱۷ مورد)، حجج اسلام (۲۴ مورد)، و دیگر بزرگواران (۷ مورد) تنظیم شده است.

در بخش آیات، اسامی ایشان به ترتیب کتاب، از این قرار است: سیّد علی خامنه‌ای (سخنان معظّم‌له در بارۀ آیة الله مشکینی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان در تاریخ ۱۵/۶/۱۳۸۶)؛ رضا استادی؛ علی افتخاری گلپایگانی؛ ابراهیم امینی؛ احمد جنّتی؛ عبدا الله جوادی آملی؛ احمد صابری همدانی؛ سید جعفر کریمی؛ محمّد محمّدی ری‌شهری؛ حسین مظاهری؛ ناصر مکارم شیرازی؛ سید عبد الکریم اردبیلی؛ محمّد رضا مهدوی کنی؛ محمّد مؤمن؛ سید ابوالفضل میرمحمّدی؛ اکبر هاشمی رفسنجانی؛ محمّد یزدی.

در بخش بعدی با عنوان حجة الاسلام و المسلیمین، اسامی چنین است: مرتضی آقاتهرانی؛ محمّد حسین ابراهیمی؛ سید هاشم حسینی بوشهری؛ سید احمد حسینی خراسانی؛ سید کاظم حسینی میانجی؛ سید هادی خسروشاهی؛ قربان علی درّی نجف‌آبادی؛ محمبد کاظم راشد یزدی؛ محمّد حسن رحیمیان؛ دکتر حسن روحانی؛ سید ابراهیم رئیسی؛ محمود شریفی اقدم؛ کاظم صدیقی؛ محمّد رضا فاکر؛ سید جلال فقیه ایمانی؛ محمّد حسین فلاح‌زاده؛ سید علی قاضی عسکر؛ مهدی قائمی؛ محسن قرائتی؛ محمود محمّدی عراقی؛ محمّد محمّدی گلپایگانی؛ علی نظری منفرد؛ سید احمد نقیب‌پور.

در بخش سوم کتاب، مصاحبه با این بزرگواران آمده است: استاد حسین استادولی؛ دکتر عبد الرحیم جلائی؛ دکتر غلام علی حداد عادل؛ استاد محمّد جواد صاحبی؛ تیم پزشکی: دکتر جعفر اصلانی، دکتر مسعود خاتمی، دکتر علی رضا سعادت.

پایان‌بخش کتاب، فهرست‌های مختلف است: آیات؛ احادیث؛ اعلام (پیامبر و اهل بیت؛ پیامبران و فرشتگان؛ اشخاص)؛ اماکن.

در ادامه، گزیده‌ای از اظهار نظرهای مندرج در این کتاب را می‌خوانید:

آیة الله سیّد علی خامنه‌ای:

اولاً از لحاظ شخصیت فردی، مرحوم آقای مشکینی مصداق این فرمایش امیر المؤمنین(ع) بود که: «فالمتّقون فیها هم أهل الفضائل، منطِقُهُم الصواب و مَلبَسُهُم الاقتصاد وَ مشیهُم التواضُع» (نهج البلاغه، خ ۱۹۳). یا: در یک جای دیگر در همین خطبه شریفه «و أمّا النهار فحلماءُ علماءُ ابرارُ أتقیاء». حقاً ایشان مصداق این جملات بود. با این که شخصیت کم‏نظیر ایشان در مجموعه کشور و روحانیون و حوزه علمیه، توجهات زیادی را به ایشان ایجاب می‏کرد و همین دام‏هایی که در راه‏های ماها معمولاً وجود دارد، این دام‏های دنیوی، اغترار به توجه مردم، اغترار به بالانشینی‏هایی که داریم، اما ایشان در این تجربه و این امتحان الهی هم، سربلند بیرون آمد؛ یعنی واقعاً باز مصداق این جمله حکیمانه [بود] که: «أرادتهم الدنیا فلم یریدوها». ایشان به سمت دنیا نرفت و به دنیا اقبال نکرد. این، شخصیت فردی این مردِ نظیف و نزیه و پرهیزگار و پارسا بود، حقاً و انصافاً.

آیة الله ابراهیم امینی:

بعد از دستگیری اول امام، عده ای از علمای شهرستان‌های مختلف به تهران آمدند و به همراه علمای تهران به دستگیری ایشان اعتراض کردند. آیة الله مشکینی و آیة الله ربانی هم از همان‌ها بودند. آن ها علاوه بر این که خودشان آمدند، آقایان و مراجع را تحریک می‌کردند که به تهران بیایند. بعد از تبعید امام عده‌ای از علما مبارزات را ادامه می‌دادند و در رأس‌ آن ها آقای منتظری، آقای مشکینی و آقای ربانی شیرازی بودند. این ها در این قسمت فعال بودند و اعلامیه‌ها را امضا کردند. در اعلامیه‌هایی هم که از آن زمان باقی مانده، یکی از امضاها، امضای ایشان است. در امضا کردن، بعضی احتیاط می‌کردند و در گوشه و کناری از اعلامیه ها امضا می‌کردند، اما این ها خیلی جری بودند؛ هم خودشان امضا می‌کردند و هم دیگران را تشویق می‌کردند که امضا کنند. در همین زمان‌ها بود که مرجعیت امام، برای این که ایشان مورد سوءقصد رژیم قرار نگیرد، مطرح شد. یکی از آن یازده نفری که مرجعیت امام را امضا کردند، آیة الله مشکینی بود. به ‌هر حال، تلاش آن‌ها در طول این مدت بود که زمینه را برای مراجعت امام فراهم کرد و امام برگشتند.

یکی دیگر از کارهایی که برای برگرداندن امام به ایران در همان زمان انجام گرفت، تحصن در دانشگاه بود که آیة الله مشکینی و جمعی از علما در آن فعال بودند. بعد از برگشت امام هم، چه در مدرسۀ علوی تهران، و چه در مراجعتی که به قم کردند، آیة الله مشکینی حضور داشتند و از چهره‌هایی بودند که در آن قسمت فعال بودند.

آیة الله احمد جنّتی:

آن چیزی که برای من خیلی جالب بود، روحیۀ تقوای ایشان بود. واقعاً از کسانی بودند که به حق و به‌ درستی، انسان می‌توانست ایشان را جزو متّقین به حساب بیاورد. شاگردانی هم که تربیت می‌کردند، خود به خود بااخلاق می‌شدند. استاد وقتی بااخلاق باشد، شاگرد خود به خود اخلاقی می‌شود. برنامه‌های سخنرانی هم خیلی وقت‌ها داشتند. در جلساتی که عمدتاً طلاب بودند و اسمش را می‌گذاشتند درس اخلاق برای تهذیب و تزکیه اخلاق، از ایشان دعوت می‌کردند. من اولین بار که ایشان را دیدم و شناختم، در جلسه‌ای در یکی از ایوان‌های طبقۀ فوقانی مدرسۀ فیضیۀ قم بود که جلسه‌ای با طلبه‌ها برگزار شده بود که از ایشان به عنوان سخنران دعوت کرده بودند.

حسن قضیه این‌طور بود که ایشان در اثر آن اخلاقی که داشتند، با دیگران با خشونت برخورد نمی‌کردند و همیشه با نرمی صحبت می‌کردند. همه ایشان را قبول داشتند. در جلسات مختلفی که حضور داشتند، از ایشان می‌خواستند که موعظه‌ای بکنند؛ مثلاً بعضی وقت‌ها می‌شد که در پایان جلسات مجلس خبرگان برنامه داشتیم و از ایشان خواسته می‌شد که موعظه کنند و ایشان موعظه می‌کردند و خوب بود. حتی در بعضی از جلساتی که با مقام معظّم رهبری در خدمت ایشان داشتیم، ایشان به آیة ‌الله مشکینی اشاره می‌کردند و ایشان هم قرآن، روایت می‌خواندند و موعظه می‌کردند. حدیث هم زیاد حفظ بودند و حافظۀ قوی‌ای داشتند و خیلی مسائل را از احادیث می‌خواندند.

آیة الله سیّد عبد الکریم اردبیلی:

آدم خوش‏مشربی بود، و مزایایی داشت؛ مثلاً چیزهایی که معمولاً مردم به آنها گرفتارند، از قبیل حسد و اوصاف رذیله، من در ایشان ندیدم. یک امتیاز دیگر او این بود که خیلی زاهد بود. روزگارش بد می‏گذشت، اما متحمل بود. آدم پرکاری هم بود. من فکر می‏کنم ایشان این حاشیه آشتیانی (رسائل) را شاید چند بار از اول تا آخر مطالعه کرده باشد. صفحه‏ای در این کتاب نبود که ایشان مطالعه نکرده باشد. اوسط را هم مطالعه می‏کرد.

یکی هم این که ایشان متحمل بود؛ یعنی گاهی که در برخورد با ناملایمات عصبانی می‏شد، هیچ تظاهر نمی‏کرد و در صدد انتقام برنمی‏آمد. رفقا می‏گفتند: «آمیرزا علی، موقعی که عصبانی و یا از ­­­چیزی ناراحت می‏شد، دور چشمش قرمز می‏شد، اما تُن صدایش فرق نمی‏کرد».

ایشان آدمی بود که دنبال عِلمیات بود، و نوعاً وقتی می‏فهمید که کسی درس یا منبرش، قابل استفاده است، می‏رفت.

آیة الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی:

آشنایی من در همان سال‏های اولی بود که به قم آمدم. من سال ۲۷ به قم آمدم. ایشان ۷ ـ ۸ سالی از من بزرگ‏تر بودند. سال‏های اول ـ که خیلی به حوزه آشنا نبودم ـ آیة الله‏ مشکینی جزء اولین شخصیت‏هایی بود که شناختم. دلیلش هم این بود که ایشان درس اخلاقی در حوزه داشتند، که عمومی بود و طلبه‏ها در آن شرکت می‏کردند. من هم در آن جلسه شرکت می‏کردم. درس ایشان خیلی جاذبه داشت؛ هم خوش‏بیان بودند و هم مطالب جالب اخلاقی مطرح می‏کردند. آشنایی اول من در این حد بود.

بعد، دوره‏ای پیش آمد که ایشان مکاسب درس می‏دادند و من هم جزء شاگردان ایشان بودم. در آن درس، به خاطر این که اشکال و نقد می‏کردم، و بعد از درس سؤال و جواب داشتیم، بیشتر با ایشان آشنا شدم. این، مربوط به زمانی است که هنوز مبارزه، در حوزه شروع نشده بود. دوران طلبگی و تحصیل بود، ولی من و خیلی از طلبه‏های جوان، به دلیل درس اخلاق و بیان روان و سلیسی که داشتند، مجذوب ایشان بودیم.

بعد که مبارزه شروع شد، فصل جدیدی در ارتباطات ما پیش آمد. با آیة الله‏ مشکینی، زود در مبارزه همکاری کردیم؛ چون ایشان هم اعتقاد به مبارزه داشتند و هم شخصیت عالمی بودند. از شاگردان مبرّز آیة الله‏ بروجردی و آیة الله‏ گلپایگانی و شخص امام بودند و ما بیشتر در درس امام با ایشان سرو کار داشتیم.

حجة الاسلام و المسلمین قربان‌علی درّی نجف‌آبادی:

آشنایی بنده با مرحوم آیة الله‏ مشکینی، به سال‏های ۴۰ ـ ۴۱ مربوط می‏شود. من قبل از سال‏های ۴۰ ـ ۴۱ توفیق نداشتم که در حوزه مقدسه علمیه قم، باشم و در حوزه نجف آباد مشغول تحصیل بودم. ولی با آمدن به حوزه مقدسه علمیه قم، از همان اوایل سال ۴۰ (مخصوصاً از سال ۴۱ به بعد)، یکی از شخصیت‏هایی که با آن بزرگوار آشنا شدم، مرحوم آیة الله‏ مشکینی (قدس سره الشریف) بود. از همان وقت، مرحوم آیة الله‏ مشکینی، به عنوان الگو و اسوه اخلاق و ادب و عمل، مورد تجلیل و احترام حوزه مقدسه علمیه قم بودند... .

ایشان از اساتید مبرّز «رسائل» و «مکاسب» در آن وقت بودند، و بیش از این جهات، یک استاد اخلاقی بودند. آن وقت‏ها هم در ایام عید، حرم مطهر حضرت معصومه(س)، حرم شاهچراغ و حرم علی بن موسی الرضا(ع)، شلوغ می‏شد، و خانم‏هایی که می‏آمدند رعایت نمی‏کردند، گاهی هم مثلاً آن لحظه سالگرد، چادر یا روسریشان را بر می‏داشتند و شادی می‏کردند. خاطره‏ای که از آن بزرگوار یادم است، این است که ایشان توصیه می‏فرمودند که طلبه‏ها، داخل ماشین‏هایی را که در این ایام تردد می‏کنند، نگاه نکنند، چه بسا برخی از این ماشین‏ها، آن شرایط لازم را نداشته باشند و آثار منفی داشته باشد. این، نکته‏ای است که اگر امروز هم بنده بخواهم توصیه کنم، به خودم و دیگران هم توصیه می‏کنم. این یک نکته، که ۴۵ ـ ۴۶ سال است که برای خود بنده هنوز هم درس‏آموز است.

حجة الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی:

حوزۀ علمیه قم، در طول شصت سال گذشته، مرحوم آیة الله‏ مشکینی را یک استاد عالی مقام در فقه، اصول، تفسیر، و بویژه در اخلاق و عرفان می‏شناسد. مرحوم آیة الله‏ مشکینی، به ابی‏ذر حوزه معروف بود. حوزۀ علمیه قم، یکی از سرمایه‏های بزرگش را از دست داد. پایه‏ای که حوزه‏های دینی بر آن استوار است، پایه اخلاق، عرفان و فضائل اخلاقی است، و اگر اساتید بزرگ اخلاق و عرفان در حوزه‏ها نباشند، دیگر نمی‏توان گفت: «حوزۀ مقدسه علمیه». حوزه‏ها، این تقدس را از آن اخلاق و عرفان کسب می‏کنند، که اساس است. آن اساس است که بر همه چیز مقدم است. فقه و اصول و تفسیر هم برای همان است... .­

من جزو طلبه‏هایی بودم که افتخار دارم از ۴۷ سال پیش، در محضر ایشان بودم، و در درس اخلاق ایشان شرکت می‏کردم. همواره تا این ماه‏های آخر ـ که در مجلس خبرگان رهبری ایشان را زیارت کردیم و از سخنانش بهره بردیم ـ سیمای پر از مهر و عطوفتش، انسان را به یاد خدا می‏انداخت. کلماتش، سخنانش، همواره بر علم و دانش انسان می‏افزود، و عملش، ـ چه آنها را که می‏دیدیم و چه آنها را که می‏شنیدیم ـ انسان را از دنیا و دنیاپرستی و حب دنیا جدا می‏کرد، و به آخرت رهنمون می‏ساخت.

حجة الاسلام و المسلمین محسن قرائتی:

آشنایی من با آیة الله‏ مشکینی، از حضور ایشان در مدرسه بود که درس اخلاق می‏گفت. ایشان به قدری نفوذ کلام داشت که وقتی درس اخلاق می‏گفت، طلبه‏ها خیلی گریه می‏کردند. حتی طلبه‏ای را یادم است که به قدری پای درس اخلاق ایشان می‏لرزید و تکان می‏خورد، که کمرش را تنگ به دیوار می‏چسباند تا بلکه جلوی حرکت کتف‏هایش را بگیرد. چه روزگار خوبی و چه اساتید خوبی! خوشحالیم که ما اینها را دیدیم؛ عالمی ربانی مثل آیة الله‏ مشکینی که تقریباً در کل عمرش، لباس درجه یک نپوشید، و لباسش یا درجه دو و سه بود، یا دست دوم بود. من هم مرید ایشان شدم. ایشان پشت میدان میوه‏فروشان، مسجد و یک خانه خشتی داشت که زمینش هم وقف بود.

ایشان مجسمه زهد، تقوا و اخلاص بود و خدا را شکر می‏کنیم که ما این اساتید را دیدیم. اینها دیگر نایاب یا کمیاب شدند، و طلبه‏های ما دیگر این نَفَس‏ها به گوششان نمی‏خورد. البته گاهی درس‏های مفید هم هستند... .

ایشان ضمن این که خیلی مقدس بود، خیلی هم روشن‏فکر بود؛ مثلاً بنده، در سن حدود بیست سالگی، کلاسی برای بچه‏های قم در مسجد رضایی داشتم، که در آن جا مرحوم آیة الله‏ ستوده و آیة الله‏ صلواتی نماز می‏خواندند. من چون شاگرد آن دو بزرگوار بودم، گفتم: «شما که این جا نماز می‏خوانید، بچه‏هایتان را بیاورید که برایشان قصه بگویم (این قضیه به چهل سال قبل برمی‏گردد). بچه آیة الله‏ مشکینی هم می‏آمد و درس‏هایمان را که می‏نوشت، به پدرش نشان می‏داد. یک روز آیة الله‏ مشکینی از من تشکر کرد و گفت: «من هم می‏خواهم در جلسه بچه‏ها شرکت کنم». گفتم: «آقا! ده ـ دوازده تا بچه بیشتر نیستند» و ایشان گفت که: «دوست دارم بیایم». آیة الله‏ مشکینی، که برای هزار طلبه درس می‏داد، آمد و در جلسه بچه‏ها و کنار آنها نشست. من هم پای تخته سیاه، یک بحث را برای بچه‏ها گفتم. از خانه که بیرون آمدیم، آیة الله‏ مشکینی گفت: «قرائتی! بیا معامله‏ای کنیم». گفتم: «چه معامله‏ای؟». گفت: «شما ثواب این جلسه بیست تا بچه را به من بده، و من ثواب جلسه صدها طلبه را که در مسجد امام، "کفایه" یا "مکاسب" و درس خارج می‏گویم، به تو می‏دهم». این خیلی سبب تشویق من شد.

دکتر غلامعلی حدّاد عادل:

مرحوم آیة ‌الله مشکینی از روحانیونی بودند که قبل از انقلاب نیز در خارج از حوزه هم معروف و شناخته‌شده بودند، هم به عنوان یک روحانی مبارز انقلابی پیرو امام و در مسیر انقلاب، هم به عنوان یک روحانی دانشمندِ اهل قلم و اهل سخن و جزو کسانی بودند که فعال و منشأ اثر بودند.

از جمله قدیمی‌ترین خاطراتی که بنده از فعالیت‌های فکری و قلمی آیة ‌الله مشکینی دارم، ورود ایشان در بحث تکامل داروین است که ایشان مطالبی را که مرحوم آقای دکتر یدالله سحابی در باب نظریۀ داروین نوشته بودند، بحث کرده بودند که نمونه‌ای از گفت‌وگوی بین یک عالم دینی و یک عالم علوم طبیعی بود. این یکی از قدیمی‌ترین کارهای آیة ‌الله مشکینی بود که ما در دانشگاه از آن مطلع شدیم... .

دو جنبه در شخصیت آیة ‌الله مشکینی هست که من مایلم بر سر آن‌ها درنگ بیشتری بکنم: یکی عشق و علاقۀ ایشان به حضرت آیة ‌الله خامنه‌ای است. این عشق و علاقه از زمان امام محسوس بود. وقتی آقا رئیس‌جمهور بودند، آیة ‌الله مشکینی با ایشان خیلی نزدیک بودند. با اینکه اختلاف سنی قابل توجهی داشتند، اما آیة ‌الله مشکینی، با تشخیص درست خودشان، همواره محبت و دلبستگی به آیة ‌الله خامنه‌ای نشان می‌دادند.

استاد محمّد جواد صاحبی:

آیة الله مشکینی خیلی متواضع بود و این اولین ملاقات ما با ایشان بود. جوان‌هایی بودیم در سال‌های اواخر دبیرستان، و طبیعی است که طبق عرف، چنین برخوردی خیلی پرجاذبه می‌توانست باشد. برای ما خیلی جالب بود که یک روحانی معنون حوزۀ علمیه قم به نقد روحانیت بپردازد؛ چون بعضی‌ها تاب و تحمل شنیدن نقد و انتقاد راجع به روحانیت نداشتند. ایشان بعد گفتند: «دیگر چی؟». ما گفتیم: «به‌ هر حال الان برخی جوان‌ها به مطالعات مذهبی، به‌خصوص کتاب‌های دکتر شریعتی علاقه پیدا کرده‌اند. در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و سطوح جامعه،آثار دکتر مورد توجه قرار گرفته و به‌هرحال تحرکی ایجاد کرده!». ایشان باز فرمودند: «آقا، بسیار برای من امیدبخش است هنگامی که می‌بینم کسانی مثل آقای شریعتی و مانند او آمدند و فضا را از دست افراد و گروه‌هایی که غیردینی هستند گرفته‌اند؛ این‌ها وجودشان مغتنم هست. من آثار آقای شریعتی را با علاقه می‌خوانم. من کتاب «فاطمه فاطمه است» را یک شب از سرشب تا به صبح گرفتم مطالعه کردم، خواندم و گریه کردم. کتابی بسیار عالی هست. من به ایشان علاقه‌مندم و دعا می‌کنم و خوشحال هستم که جوان‌ها به‌هرحال از این طریق به مسائل دینی و مذهبی دارند گرایش پیدا می‌کنند.»

دکتر جعفر اصلانی (فوق‏تخصّص ریه)، از اعضای تیم پزشکی:

در سه ـ چهار ماه آخر، پیشرفت بیماری و گسترش غدد لنفاوی، مشکلاتی را ایجاد کرده بود. در مورد نحوه برخورد ایشان با این مشکل، نکات آموزنده‏ای وجود دارد. این مشکل، شبکه‏های عصبی را گرفتار کرده بود و به همین علت، ایشان دچار دردهای شدید شده بودند. ما مجبور بودیم از مُسکن‏های قوی استفاده کنیم، ولی جوابگو نبود. نکته جالب این است که در همین مراحل هم، با این که درد شدیدی داشتند، در برخورد با ما، لبخند از چهره ایشان قطع نمی‏شد. این نشان می‏دهد که چقدر روی خودشان تسلط داشتند.

طبق اصول پزشکی، ایشان حق داشتند که اصرار کنند و از ما بخواهند که دردشان را ساکت کنیم. ولی ایشان این طور نبودند و صبر جدی داشتند.

نکته دیگری که در سیر درمانی ایشان جلب توجه می‏کرد، نظم ایشان بود. همه ما، برنامه‏های روزانه‏ای داریم که ممکن است با کوچک‏ترین سرماخوردگی به هم بخورد. ایشان با این همه بیماری و مشکلات، وقتی می‏دیدند توان راه رفتن دارند، می‏گفتند که: «بایستی قدم بزنم». غذا خوردن ایشان هم سر موقع بود. من شاهد بودم ایشان، این سفارش ائمه را رعایت می‏کردند که غذا به مقدار اندک و در زمان طولانی، خورده شود.

شاید ایشان پنج لقمه صبحانه نمی‏خوردند، ولی حدود بیست دقیقه طول می‏کشید. این هم نشان‏دهنده تحت کنترل بودن حرکات و سکنات، و روح و جسم ایشان بود.

مجموعه مقالات همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی

دبیرخانه همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی با انتشار فراخوان، از صاحبان قلم و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، جهت نگارش مقاله و حضور علمی و معنوی در این همایش، دعوت به عمل اورد.

محورهای مورد نظر همایش جهت نگارش مقاله، عبارت بود از:

۱. حوزه علمیه و عالمان اردبیل؛ ۲. زندگی علمی آیة الله مشکینی؛ ۳. اندیشه‌های قرآنی و حدیثی؛ ۴. اندیشه‌های فقهی و اصولی؛ ۵. فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی.

مجموعه آثار رسیده و تصویب شده (۲۲ مقاله)، به همت دبیرخانه همایش، در دو جلد با عنوان «مجموعه مقالات همایش بزرگداشت آیة الله مشکینی» منتشر شده است.

در جلد نخست کتاب، دوازده اثر گنجانده شده است:

۱. تفسیر هدایت؛ نگاهى گذرا به «تفسیر روان»، دکتر محمّد على مهدوى‏راد، دانشیار دانشگاه تهران ـ پردیس قم.

۲. روش‏شناسى تربیتى تفسیر آیة الله‏ مشکینى، دکتر سید محمّد على ایازى، استادیار دانشگاه آزاد اسلامى، واحد علوم و تحقیقات.

۳. یادگار ماندگار (نگاهى به کارنامۀ قرآنى آیة ‏الله مشکینى)، حسین علی‌زاده، قرآن‌پژوه و نویسنده.

۴. بررسی ترجمه قرآن کریم اثر آیة الله مشکینی، ابراهیم نخعی، دانشجوی دکتری قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات.

۵. سبک‏شناسى آثار هم‌سو با «المواعظ العددیة»، مهدى غلامعلى، عضو هیئت علمى دانشگاه و پژوهشگاه قرآن و حدیث.

۶. پیامدهای نظریۀ تکامل و پاسخ‌های ایرانی: از طباطبائی تا مشکینی، دکتر سید حسن اسلامی، دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب.

۷. آیة ‏الله‏ مشکینى و اعتقادات دینى، رضا بابایى، نویسنده و پژوهشگر در حوزۀ معارف اسلامى.

۸. نخستین گام در فرهنگ اصطلاحات اصول فقه، محمّد هادى یعقوب‏نژاد، استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.

۹. اقدامى مهم در سامان‏بخشى به علم فقه، محمّد هادى یعقوب‏نژاد، استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.

۱۰. نیم‏نگاهى به «الفقه المأثور»، دکتر سید حسن اسلامى، دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب ـ محمّد مهدى خوش‏قلب، دانش‏پژوه سطح سه مركز تخصّصى اخلاق و تربیت اسلامى.

۱۱. ولایت فقیه در اندیشۀ سیاسی آیة الله مشکینی، علی اکبر عالمیان، محقق و پژوهشگر حوزه و دانشگاه: کارشناس ارشد اندیشه سیاسی و تاریخ و تمدن اسلامی، سطح چهار حوزه.

۱۲. موسیقی و غنا از دیدگاه آیة الله مشکینی، دکتر محمّد رضا بندرچی، استاد دانشگاه.

در جلد دوم کتاب، ده مقاله منتشر شده است:

۱. همگرایى سیاست و شریعت در زندگانى آیة ‏الله‏ مشکینى، فرید مدرّسى.

۲. سیرۀ اخلاقى و رفتارى آیة الله‏ مشکینى به روایت همراهان، محمّد مهدى خوش‏قلب، دانش‏پژوه سطح سه مركز تخصّصى اخلاق و تربیت اسلامى.

۳. جستارهایى از روش تربیتى آیة ‏الله‏ مشکینى، علی رضا فیض مشکینى، دانش‌آموخته حوزۀ علمیه قم، قاضى دادگسترى و برادرزاده آیة الله‏ مشكینى.

۴. انتشارات آیة الله مشکینی از حوزۀ علمیه در سال ۱۳۵۲، رسول جعفریان.

۵. خطبه‏هاى جمعه آیة ‏الله‏ مشکینى، حجّت ذبیحى‏فر خویى، كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث و دانش‏آموخته حوزۀ علميه قم.

۶. کِلک مُشکین؛ بررسى آداب نامه‏نگارى عالم ربّانى آیة الله مشکینى، عادل مولایى، دانش‏پژوه سطح چهار حوزۀ علميه قم.

۷. کتاب‏شناسى آیة ‏الله‏ على مشکینى، محمّد امین ربانى.

۸. علما و محدّثان استان اردبیل، محمّد قنبرى، دانشجوى كارشناسى ارشد دانشگاه قرآن و حديث.

۹. سه عارف و واعظ اردبیلى، على صدرایى خویى، نویسنده و پژوهشگر در حوزۀ تصحیح متون دینی.

۱۰. نگاهى به زندگى و آثار آیة ‏الله‏ میرزا ابوالحسن مشکینى اردبیلى، محمّد قنبرى، دانشجوى كارشناسى ارشد دانشگاه قرآن و حديث.

خطبه‌های سبز

کتاب «خطبه‌های سبز» گزیده‌هایی از سخنان آیة الله میرزا علی مشکینی در نمازهای جمعه قم است. در این کتاب پس از پیش‌گفتار، یادداشت دبیر علمی همایش، و مقدمه، گزیده خطبه‌ها با عناوین انتخابی منتشر شده است.

در مقدّمه کتاب، پس از اشاره کوتاه به ویژگی‌های شخصیتی آیة الله مشکینی، نکاتی در بارۀ نماز جمعه قم و امامت ایشان آمده است، از جمله:

۱. آیة الله مشکینی، از سال ۱۳۵۹ تا مرداد ماه ۱۳۸۶ (پایان عمرشان)، امام جمعۀ قم بودند و در این مدت تقریباً ۳۶۰ نماز جمعه را امامت کردند.

۲. نخستین نماز جمعه ای که ایشان در قم اقامه کردند، مربوط به فروردین ۱۳۵۹ است که متأسفانه فایل های مربوط به این سال تا ۱۳۶۷، در هنگام تدوین این گزیده، در دسترس ما قرار نگرفت.

۳. خطبه های نماز جمعۀ قم، شنبه ها از یکی از شبکه های سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز پخش می شد؛

۴. قم، معمولاً بین یک تا سه امام جمعۀ موقت نیز داشت. بنا بر این، آیة الله مشکینی هر دو یا سه هفته یک بار، خطیب نماز جمعه بودند.

۵. نماز جمعۀ قم، از ابتدای انقلاب اسلامی (تا سال های آغاز دهۀ شصت شمسی)، در زمین چمنِ دبیرستان حکیم نظامی و سپس در مصلای قدس و گه گاه نیز (در ایام بمباران یا موشکباران ارتش عراق یا تعمیر مصلّا ) در حرم حضرت معصومه(س) برگزار می گردید.

۶. آیة الله مشکینی هم‌زمان با امامت جمعۀ قم، نزدیک به دو ماه، به فرمان امام خمینی(ره)، خطیب جمعۀ تبریز نیز بودند. این مدت مربوط به دوران پس از شهادت آیة لله مدنی در تاریخ ۲۰/۶/۱۳۶۰، تا زمان انتصاب آیة الله مسلم ملکوتی در ۲۱/۸/۱۳۶۰ به امامت جمعه تبریز است.

کتاب «خطبه‌های سبز»، گزیده ای از خطبه های ۲۲۴ نماز جمعه ایشان است و نخستین آن مربوط به تاریخ ۵/۱/۱۳۶۷ است.

برخی از عناوینی که برای این گزیده‌ها انتخاب شده است ـ که خواندن آنها توجّه و تذکار است ـ عبارت است از:

اگر پرده‌ها کنار رَوَد؛ نشانه‌های رضایت خدا از بنده‌اش؛ ارزش جوانی؛ سرچشمه‌های اعمال انسان؛ دو راهی‌های دنیا؛ ویژگی‌های «عباد الرحمان»؛ ویژگی‌های مؤمن؛ ارزش تقوا؛ خانه‌داری؛ پاسداری از کرامت انسانی؛ عوامل مهار انسان؛ فرعونیت انسان؛ عمل کم، امّا سالم؛ نگاه‌های آلوده؛ چشم، مقدّمۀ ورود به گناه؛ در محضر خدا گناه نکنید؛ اعتقاد به غیب با هدایت افکار مردم؛ جایگاه قرآن؛ معیار دوستی‌ها؛ با این افراد دوست نشوید؛ انسان و اثرپذیری او از محیط؛ مبدأ و منتهای انسان؛ از ویژگی‌های جوانی؛ روز قیامت و چهار پرسش اساسی از انسان؛ ویژگی‌های مؤمنان آخر الزمان؛ ارزش نماز واجب در زمان غیبت؛ تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت معصوم؛ بهترین و بدترین انسان‌ها؟؛ گاهی یک حرف، باعث سقوط انسان می‌شود؛ خوشی و ناخوشی امام عصر(ع)؛ دختران، بهترین فرزندان هستند؛ امام معصوم(ع)، مافوق انسان یا انسانِ مافوق؟؛ دامن روحتان را بالا بگیرید؛ شیعه و اعتقاد به امامت؛ بهترین و بدترین حاکم؛ مسئلۀ ولایت، والاتر از همۀ فروع دین؛ فضیلت عید غدیر؛ هدف قیام امام حسین(ع)؛ سر دوراهی‌ها، خدا را ملاحظه کنید؛ دنیا سر تا سر پند است؛ از خدا بخواهید آبرومند از این دنیا بروید؛ روح الله را خدا به ما عنایت کرد؛ امروز، روز عمل است و فردا روز حساب؛ خدا به خاطر معصوم، از بیشتر گناهان می‌گذرد؛ صبر بر روزهای کم؛ گناه، عمل را خراب می‌کند؛ از شاه‌کارهای امام خمینی؛ اهمّیت نماز جمعه؛ انسان، باغبان وجود خود است؛ از این صفت‌ها داشته باشید؛ خودتان را برای آن جا مهیّا کنید!؛ نفستان را به حال خود رها نکنید؛ رحم برای انسان، تقوا تولید می‌کند؛ صفات خدا از ذاتش جدا نیست؛ رحمت خدا در دنیا، یک صدم رحمت‌ در آخرت؛ خدا را در همه حال، ناظر خود بدانید؛ امور هر جامعه‌ای باید به دست متخصّصان دینی آن باشد؛ گفتمان قرآن با کفّار؛ ملاک تقوا؛ طلب خدا را بپردازید؛ گناه، آبروی انسان را می‌برد؛ در ماه رمضان بر اعمال خود بیفزایید؛ تقوای ایمان؛ نظامتان را خوب حفظ کنید؛ شستن پلیدیِ روح با آب توبه؛ در هر کار خیری سهیم شوید؛ بهشت هشتم از آنِ چه کسانی است؟؛ هم فکرتان نوشته می‌شود و هم عملتان؛ گناهانی که اثرشان زود آشکار می‌شوند؛ برای روحت لباس تهیه کن؛ در کیفیّت نماز بکوشید!؛ طلب حلال از بهترین عبادت‌هاست؛ پیامد زیاده‌روی در انجام دادن گناه؛ حقیقت زهد؛ قدر و قیمت خودتان را بدانید؛ میان مردم باش و با مردم نباش؛ چه ننگ است برای انسانی که صاحب هر گناهی باشد؛ سخاوتمند، هم به خدا نزدیک‌تر است و هم به مردم؛ ارزش سخاوت؛ هر شخص، باغبان وجود خود است؛ اگر خدا از بنده‌اش خوشش بیاید؛ متمدّن حقیقی؛ بدترین توشه برای آخرت، ظلم است؛ برای آخرتتان از بازار دنیا وسایل تهیه کنید؛ هر ظلمی قابل بخشش نیست؛ معنای سخاوت؛ عمل به کتاب‌های آسمانی؛ اثر گناه بر روح انسان؛ کسانی که در سایۀ عرش خدا جای دارند؛ ظرف‌های خدا در زمین؛ اگر ظلم کردی، جبران کن!؛ انسان، روزانه هشت طلبکار دارد؛ اثر هم‌نشینی با بدان؛ قبولیِ دیگر اعمال، در گروِ قبولیِ نماز؛ چهار توصیۀ کلیدی از امام کاظم(ع)؛ آن که همۀ امور به دست اوست؛ انسان در انتخاب هر دین و مذهبی، قدرت دارد؛ شکرگزاری و تواضع موسی(ع)؛ سه چیزی که رسول خدا(ص) را نگران می‌کرد؛ پست‌های مهم باید به انسان‌های لایق سپرده شود؛ نظام جمهوری اسلامی، مائدۀ الهی است؛ ایستگاه‌های سفر آخرتی انسان؛ تفاوت احساس کافر و مؤمن؛ اهمّیتِ نوافل؛ آن که ایمانش بیشتر، امتحانش بیشتر؛ فاطمه یعنی بُرنده؛ تفاوت واجبات اعتقادی با واجبات عملی؛ حضرت زهرا(س) راضیه بود؛ بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه؛ در هر شبانه‌روز، دقایقی را با خدا باشید؛ توصیه‌هایی برای ماه رمضان؛ برای مبارزه با شیطان، به خدا متوسّل شوید؛ روزه، عبادت قلبی است؛ تجسّم اعمال؛ فضیلت وضو؛ آن که از آنِ خدا باشد، خدا از آنِ اوست؛ امامت الهی، هیچ وقت منقطع نمی‌شود.

کتاب «خطبه‌های سبز»، با تصاویری از نمازهای جمعۀ قم پایان می‌یابد.

در پایان، نمونه‌های از برگزیده‌های خطبه‌های آیة الله مشکینی آورده می‌شود:

شخصیّت انسانی تان را با گناه تنزّل ندهید!

بندگان خدا! شما را توصیه می‌کنم به تقوا و پرهیز از گناه؛ به مخالفت با نفس و گناهانی که روح انسان را می‌کُشد. روایت، گناهان را سمّ مهلک و کشنده خوانده است و عمل خیر را مُنجی و رهایی‌بخش. از گناهان دوری کنید. روحتان را به گناه، آلوده نکنید. شخصیت انسانی‌تان را تنزّل ندهید. مقام والای ایمانتان را به وسیلۀ گناه و هوای نفس، خدشه‌دار نکنید. گناه، در دنیا اثر دارد؛ در آخرت اثر دارد؛ در شخص انسان اثر می‌گذارد؛ بر فرزندان انسان، اثر سوء دارد. گناه در جامعۀ بشری، در کشت‌ها و زراعت‌ها و باغ‌ها و صحراها و دریاها اثر دارد. گناه، انسان را پیش فرشته‌ها مفتضح می‌کند و مقام او را پایین می‌آوَرَد (۲۷/۳/۱۳۶۷).

بهترین و بدترین انسان‌ها؟

بهترین انسان، کسی است که کسبش از حلال و مصرفش هم در حلال باشد. بعضی‌ها از این پایین‌‌ترند: درآمدش از حلال است، مصرفش در حرام است. این خیلی بد است. بعضی‌ها عکس این هستند: درآمدشان از حرام است، مصرفشان به حسب ظاهر در حلال است. یک عدّه هم که خسر الدنیا و الآخره هستند: درآمدشان از حرام است، مصرفش هم در حرام است. از ربا و دزدی و امثال اینها جمع می‌کنند، در قمار و شراب مصرف می‌کنند. اینها بدترین انسان‌ها هستند.

امام زین العابدین(ع) جملۀ تکان دهنده‌ای دارد، می‌فرماید: «عجبت لمن يحتمی من الطعام لمضّرته و لا يحتمي من الذنب لمعرته» (کشف الغمة، ج ۲، ص ۱۰۷)؛ من تعجّب می‌کنم از آن آقایی که سفره جلویش می‌گذارند، این طعام را نمی‌خورد می‌گوید: این ضرر دارد. آن برنج را نمی‌خورم، مرض قند دارم؛ امّا چگونه گناه پیش می‌آید؟ ضرر گناه به روحش را درک نمی‌کند. باید بفهمید از کجا تحصیل می‌کنید و در کجا مصرف می‌کنید (۱/۱/۱۳۶۸).

خدا را در همه حال، ناظر خود بدانید.

اگر کسی هر جا و در هر حال، خدا را ناظر خودش بداند، او گناه نمی‌کند، با تقوا می‌شود. گناه، معلول این است که انسان، خدا را فراموش می‌کند. گناه برای این است که خدا از یادش می‌رود، فکرش به سراغ شیطان می‌رود، به سراغ دنیا می‌رود. تقوا پیدا کنید. بکوشید برای سفر بسیار طولانی که رفتن دارد و برگشتن ندارد، فکر کنید! توشه تهیه کنید، و توشۀ این سفر، عمل خیر است، هر عمل خیری، توشه‌ای است و هر کس کمتر توشه ببرد، راه برایش مشکل‌تر، و هر کس توشۀ زیاد ببرد، راه برای او آسان‌تر و لذّت‌بخش‌تر است (۲۱/۸/۱۳۷۸).

نعمت‌هایی که خیلی کم قسمت شده‌اند.

خداوند، نعمت‌های فراوان و گوناگون به بندگاش بخشیده است؛ نعمت‌های دنیوی، اُخروی، فکری، روحی و بدنی. حالا بندگان به همدیگر ظلم می‌کنند و عدّه‌ای مال دیگری را می‌خورند. آن در رابطه با مردم است. خدا همۀ نعمت‌ها را به همۀ بشر عنایت فرموده است.

ولی امام صادق(ع) می‌فرماید که: پنج تا نعمت است که خیلی کم میان مردم قسمت شده (الخصال، ج ۱، ص ۲۸۵). بعضی چیزها خیلی کم است، بعضی چیزها زیاد، مثلاً طلا خیلی کم است، برلیان، خیلی کم است، عقیق، کم است، فیروزه، کم است، مثل خاک و سنگ و غیره نیست. نعمت‌های روحی هم همین طور است. بعضی‌ها خیلی کم است، بعضی‌ها فراوان است. امام می‌فرماید: پنج نعمت است که خیلی کم قسمت شده، اگر از آنها دارید، شکرگزار باشید: یکی نعمتِ یقین است، اگر باور نمی‌کنید، ببینید [در جامعه]. انسان آن قدر باید یقین به حق داشته باشد که همیشه خود را حاضر در محضر خدا ببیند. اگر چنین باشد، روزها و ماه‌ها می‌گذرد و انسان، یک گناه انجام نمی‌دهد. این که ما در پیشگاه پروردگار، گناه انجام می‌دهیم، یقین درستی نداریم؛ یقینمان ناقص است.

دوم، قناعت است. قناعت، بسیار کم تقسیم شده است. خدا به هر کسی روزی داد، امتحان شد که قانع نیست. قناعت، می‌دانی چیست؟ قناعت این است که انسان دارد و می‌تواند زیاد مصرف کند؛ امّا خودش کم مصرف می‌کند و مازادش را به دیگران می‌دهد: «وَ يُؤثِرُونَ عَلى أَنفُسِهِم وَ لَو كانَ بِهِم خَصاصَةٌ» (سورۀ حشر، آیۀ ۹). این، صفت قناعت است و خیلی کم است. سوم، صبر است. صبر و حوصله در مقابل حوادث، بسیار صفت بزرگی است؛ بلکه در حقیقت، صفتی است که صفت‌های دیگر به همین برمی‌گردد. شجاعت، شعبه‌ای از صبر است. عدالت، شعبه‌ای از صبر است. سخاوت، شعبه‌ای از صبر است.

و چهارم از آن نعمت‌ها، تشکّر در مقابل نعمت‌ الهی است. شکرگزار باشید. گاهی سجده‌های طولانی کنید. یک‌یک نعمت‌های خداوند را بشمارید. خدایا! «اَشکُرُکَ» [از تو سپاس‌گزارم]، به این که توحید در دلم وارد کردی، پیامبرانت را به من معرفی کردی، قرآن به من دادی، من معتقد به توحید و مبدأ و معاد شدم، سلامت بدن دادی، اعضا و تن سالم و نعمت‌های زیاد دادی و باز بگویید: ... خدایا! در مقابل همه شکرگزارم و از همۀ اینها می‌خواهم که باز اضافه بفرمایی: «لَئِن شَكَرتُم لَأَزِيدَنَّكُم (سورۀ ابراهیم، آیۀ ۷). حضرت بعد چهار نعمت را شمرد و در آخر فرمود: «وَ الَّذِی يَكمُلُ لَهُ هَذَا كُلَّهُ‏ العَقلُ». نعمت پنجم که همۀ این نعمت‌ها در گرو آن است، عقل و خرد است که خداوند به انسان داده است (تاریخ: نامعلوم).