تاريخ : 5/24/2014 12:00:00 AM
کد مطلب: 251
الاُصول

الاُصول

کتاب «الاُصول» شامل دو بخش است: تحریر المعالم الدین فی اصول الفقه؛ اصطلاحات الاُصول.

کتاب «المعالم الدین و ملاذ المجتهدین» اثر اصولی و فقهی آیة الله جمال الدین بن حسن بن زین الدین (شهید ثانی) است که مقدمه آن در علم اصول فقه نگارش شده است. در دو دهه پیش، طلاب حوزه علمیه در سطح یک آموزش، اولین کتابی را که در باره علم اصول فقه می‌خواندند، کتاب «المعالم» بود. آیة الله مشکینی، در «تحریر المعالم الدین» همان طور که در آغاز کتاب اشاره کرده است، با تحریری نو از بخش اصولی «المعالم الدین»، با تلخیص و حذف مباحث قدیم و غیر لازم و اضافه نمودن مباحث و آرای جدید و افزودن تمارین، این کتاب را برای طلاب و اساتید مناسب تدریس و مطالعه نمود.

این کتاب شامل دو مقدمه و پنج بخش (مقامات) است.

در مقدّمه اوّل در باره فضل علم و عالم، وظيفه علما، فضيلت تحصيل علم فقه می‌خوانیم و در مقدّمه دوّم از تعريف علم اصول و بيان موضوع و غرض آن و همچنين حكم و انقسامات آن سخن به ميان آمده است.

بخش اوّل كتاب، هفت فصل اصلی دارد: مباحث الألفاظ؛ فی الأوامر؛ فی النواهی؛ فی المنطوق و المفهوم؛ فی العموم و الخصوص؛ فی المطلق و المقیّد.

بخش دوم کتاب، با عنوان «فی الأدلة العقلیه» حاوی مباحثی مانند حجیّت عقل، تجرّی، علم اجمالی، اماره، ظنّ و حجیت ان، اجماع، سنّت، خبر واحد و حجیّت آن است.

در بخش سوم با عنوان «فی اُصول العملیة»، چهار اصل عملی استصحاب، برائت، احتیاط و تخییر گنجانده شده است.

«فی الاِجتهاد و التقلید» بخش چهارم و «فی التعارض و التعادل و الترجیح» آخرین بخش کتاب «تحریر المعالم» است.

نیمه دوم کتاب «الاُصول» آیة الله مشکینی، «اصطلاحات الاُصول» است. در مقدمه محقّق، اهمیت علم اصول، تدوین مصطلحات الاُصول، روش‌شناسی مؤلف کتاب، شیوه و مراحل تحقیق بیان شده است.

مؤلف پس از مقدمه و آوردن روایاتی در فضیلت علم، ۱۰۲ اصطلاح اصولی را به ترتیب الفبایی و با قلم روان و با ذکر مثال شرح می‌دهد و به آرای اصولیان به نام چون شیخ انصاری و آخوند نیز اشاره می‌کند:

الإبتلاء و عدم الإبتلاء؛ الاجتماع و الامتناع؛ الاجتهاد و التقليد؛ الإجزا؛ الإجماع؛ أحوال اللفظ و تعارضها؛ الإرادة؛ الإستحسان؛ الإستصحاب؛ الإستقرا؛ الإستقلالىّ و الآلىّ؛ أصالة الإحتياط؛ أصالة البرائة؛ أصالة التخيير؛ أصالة الصحّة فی العمل الغير؛ الأصل؛ الاُصول؛ الإطّراد و عدم الإطّراد؛ الأقلّ و الأكثر؛ الأماره؛ الإمتثال؛ الأمر؛ الأمر بالشى‏ء یقتضی النهی عن ضدّه أم لا؟؛ الإمكان و الوجوب و الإمتناع؛ الإنحلال؛ الإنشايى و الإعتبارى و الإنتزاعى؛ الإنفتاح و الإنسداد؛ انقلاب النسبة و دوامها؛ التبادر؛ التجرّى؛ التخصّص؛ التخطئة و التصويب؛ التخيير و اقسامه؛ الترتّب؛ التزاحم و مرجّحاته؛ التعادل و الترجيح؛ التعارض؛ الحجّة؛ الحقيقة و المجاز؛ الحُكم؛ الحُكومت؛ الحمل الاوّلى الذاتىّ و الحمل الشائع الصناعىّ؛ الدلالة؛ الدليل العقلى و النقلى؛ الدور؛ السببية و الطريقية؛ السنّة و الحديث و الحديث القدسىّ؛ الشبهة البدویة و الشبهة المقرونة بالعلم الإجمالى؛ الشبهة الحُكمية و الموضوعية؛ الشبهة المحصورة و غير المحصورة؛ الشکّ؛ الشهرة؛ الصحيح و الأعمّ؛ الضدّ و النقيض؛ الظنّ؛ عدم الخلوّ الواقعة عن الحکم؛ عدم صحّة السلب و صحّته و صحّة الحمل و عدمه؛ العرَض الذاتى و العرض الغريب؛ العقل؛ العموم و العامّ؛ الغلبه؛ الفقه؛ قاعدة التجاوز؛ قاعدة التحسين و التقبيح العقلى؛ قاعدة تداخل الأسباب و المسبّبات؛ قاعدة التسامح؛ قاعدة التعيين العقلى أو أصالة التعيين؛ قاعدة الجمع مهما أمكن أولى من الطرح؛ قاعدة الطّهارة؛ قاعدة الفراغ؛ قاعدة القرعة؛ قاعدة لا ضرر؛ قاعدة المقتضى و المانع؛ قاعدة المُلازمه بين حُكم العقل و الشرع؛ قاعدة الميسور؛ قاعدة نفى الحرج أو نفى العسر؛ قاعدة اليد؛ قاعدة اليقين؛ القطع؛ القياس؛ الكتاب و القرآن و المصحف و الفرقان؛ مَجارى الاُصول؛ المجمل و المبيّن و الظاهر و المؤوّل و المحكم و المتشابه و النصّ و الصريح؛ المخصّص؛ المرجّح؛ المشتق؛ المطلق و المقيّد؛ المفهوم و المنطوق؛ المفهوم المردّد و الفرد المردّد؛ المقدمه؛ الموافقة و المخالفة؛ الموضوع و قد یقابله المتعلّق؛ الناقل و المقرّر و الحاظر و المبيح؛ النسخ؛ النهى؛ النهى عن الشى‏ء یقتضى الفساد أم لا؟؛ الواجب؛ الواسطة فی العروض و الثبوت و الإثبات؛ الوجوب؛ وحدة المطلوب و تعدّده؛ الورود؛ الوضع‏.

در پایان کتاب، هفت فهرس فنّی آمده است: آیات؛ احادیث؛ اعلام (پیامبر و اهل بیت؛ پیامبران و فرشتگان؛ اشخاص)؛ ادیان، مذاهب، فرق و گروه‌ها؛ مکان‌ها؛ کتاب‌ها؛ منابع و مآخذ.